امامت و فلسفه خلقت صفحه 275

صفحه 275

1- 914. امام خمینی، مصباح الهدایه، ص 33.

2- 915. مراد از تجلی فیض در مقام فعلیه، مجلای اعیان کونیه خارجیه است که در برابر اعیان ثابته است و بعداً بحث خواهد شد؛ مقام سوم: تعین ثانی {حضرت اول} - حضرت اول یافیض مقدس یا عالم اعیان ثابته یانفس رحمانی، اوّلین عالم از عوالم پنچ گانه (حضرات خمس) خلق و ایجاد از همین مرحله شروع می شود، سرچشمه کثرت ها همین جا است. مبتکر اعیان ثابته ابن عربی است عرفا اعیان ثابته را علم تفصیلی خدا به ماسوا می دانند که سابق بر وجود خارجی اشیاء است فیض علی الدوام از خدا از راه فیض اقدس به اسماء و اعیان ثابته می رسد و از طریق اعیان ثابته به اشیاء خارجی وساطت اعیان ثابته مشابه به وساطت عقول و نفوس است نزد حکماء؛ (خادمی، چگونگی پیدایش کثیر، صص 31 - 30). علم ذات به ذات از حیث الوهیت یا تفاصیل، در تعین اول نسبت علمی اندماجی و اجمالی بود که این جا تفصیلی است، ولی در هر دو تعین نسبت علمی است و هنوز به تعینات خلقی (اشیاء خارجی نرسیده). تمام آنچه در تعین اول و ثانی می گذرد، در صقع ربوبی است که این جا صفات منحاز و جدایند، ولی نه مانند قول به قدمای ثمانیه بلکه امتیاز نسبی است؛ (جامی، نقد النصوص، ص 38؛ قونوی، مصباح الانس، ص 99). بعد از شعور ذات حق تعالی به کمالات اسمایی، حرکت حبّی و انگیزش و رقیقهِ عشقی برای ایجاد آن کمالات پیدا می شود؛ کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أعرف...؛ (قونوی، مصباح الانس، ص 74؛ آشتیانی، هستی از نظر فلسفه و عرفان، ص 164). پری رو تاب مستوری ندارد، فیاض علی الاطلاق است، نمی تواند بدون افاضه باشد؛ اما از آن جا که هنوز چیزی به وجود نیامده تا در مقابل قبول فیض قابل باشد، این جاست که رحمت حق پیشی گرفته و رحمت واسعه او ایجاد قابل می کند و این همان "کن فیکون" است که با آن تعین ثانی موجود می شود. اگر به تعین اول عنوان احدیت داده شود، تعین ثانی عنوان واحدیت خواهد یافت. احدیت لازمهِ یکتایی و اندماجی است و واحدیت لازمهِ تفصیلی آن است؛ از این رو عناوین مبدأیت وجوب، وحدت و... در تعین ثانی مطرح می شوند و راه صدور تعینات خلقی را هموار می کنند در تعین ثانی دو جهت وجود دارد یکی جهت اسمایی که جهت وجوبی است؛ چون همان وجوب به تعین و تجلی در آمده است و این جهت به جانب حق می کشاند؛ و دیگری جهت اعیانی که جهت کثرات ماهوی و امکانی است به جانب خلق می کشاند. در عین تعین ثانی جهت خلقی و حقی به هم گروه خورده و با این تحلیل چگونگی پیدایش ممکن از واجب به دست می آید. ر.ک: جامی نقد النصوص ص 42؛ قونوی مصباح الانس صص 69 و 130.

خلافت محمدی و حقیقت لیله القدر

حضرت اسم اعظم اللَّه، رب حقیقت محمدی است؛ از آنجا که حضرت اسم اعظم و خلیفه کبری (فیض اقدس) ذات و حقیقتشان یک چیز است و اختلاف آنها اعتباری است، باید گفت: مقام خلافت، همان روح حقیقت و خلافت محمدی است که همه خلافت ها از آن ناشی می شود؛ هذه الخلافه، هی روح الخلافه المحمّدیه، وربّها وأصلها ومبدئها؛ منها بدا أصل الخلافه فی العوالم کلّها، بل أصل الخلافه والخلیفه والمستخلف إلیه ... .(1)

ضمیر (هاء) در إنّا أنزلناه فی لیله القدر، اشاره است به حقیقت غیبی که در وجود محمدی صلی الله علیه وآله وسلم است و در واقع حقیقت لیله القدر، همان حقیقت خلافت محمدی صلی الله علیه وآله وسلم است که اسم اعظم اللَّه ربّ این حقیقت می باشد و لیله القدر تمامی دوره محمّدیه است؛ یعنی از لیالی عشر به ائمه معصومین علیهم السلام تعبیر شده است، عبارت دوره محمدیه صلی الله علیه وآله وسلم بیان کننده جانشینی و خلافت ائمه علیهم السلام است.(2) حقیقت عینیه اسم اعظم، انسان کامل است، اعیان ثابته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه