امامت و فلسفه خلقت صفحه 313

صفحه 313

1- 1035. قیصری، شرح فصوص الحکم، ص 95.

خورشید پشت ابر هستند که پرده ابری نمی تواند آن ها را از نورافشانی بازدارد.

شهید مطهری در این زمینه می فرماید: باور به وجود همیشگی چنین انسان و امامی، وجه مشترک میان تشیع و تصوف است؛ البته نباید این تعبیر را با حرف های مستشرقین در این زمینه سنجید و با آن ها یکی دانست؛ هرچند که آن ها نیز مسئله را به همین شکل می آرایند.

این مسأله یکی از باورهایی است که در میان عرفا شدیداً مطرح است و در تشیع نیز از صدر اسلام مطرح بوده است، برای مثال: هانری کربن حدود ده سال پیش در مصاحبه ای که با علّامه طباطبایی داشت، یکی از پرسش هایش این بود که: این مسئله را شیعه از متصوفه گرفته است یا متصوفه از شیعه؟ (در واقع می خواست بگوید: از این دو، یکی از دیگری گرفته).

علّامه طباطبایی فرمود: متصوفه از شیعه گرفته؛ برای این که مسئله از زمانی مطرح است که هنوز تصوف صورتی به خود نگرفته بود.(1)

تور آندره،(2) بر این گمان است که تکامل فکر انسان کامل در اسلام، به گونه ای با نظریه امامت در شیعه مربوط است.(3)

سید حیدر آملی تلاش فراوانی کرده تا اندیشه عرفان و تشیع را به هم نزدیک کند، و در این زمینه می فرماید: سرچشمه هر دو (تشیع و عرفان) یکی است؛ یعنی علی و اولاد بزرگوارش علیهم السلام؛ یکی (تشیع) شریعت و ظاهر است و دیگری (عرفان) حقیقت و باطن است.(4)

انسان کامل در اصطلاح متکلمین، با عناوین نبی، ولی، وصی، امام و حجّت، و در اصطلاح فلاسفه، با عناوین اوّل ما صدر، عقل اوّل و... در لسان روایات با عناوین حقیقت نور محمدی و اول ما خلق مطرح بوده است؛ لذا هر کدام برای اثبات وجود مستمر چنین موجودی به اقامه برهان و بیان استدلال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه