1- 183. سهروردی، حکمه الاشراق، {مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 2، ص 242}.
2- 184. همو، التلویحات {مجموعه مصنفات، ج 1، ص 113 و ج 2، ص 63}.
3- 185. صدرالدین شیرازی، شرح اصول الکافی، کتاب الحجه، باب الفرق بین الرسول والنبی علیهم السلام ج 2، صص 442 - 440: در علوم الهی ثابت شده است که مواد خاضع نفوس کلی فلکی اند. و نفوس انسانی از جوهر همین نفوس هستند... همین طور نفس انسانی در هیولای عالم تأثیر می گذارد؛ ولی غالباً تأثیر نفس انسانی از عالم خودش برتر نمی رود ... از همین رو، هرگاه در نفس صورت مکروهی حاصل شود، مزاج بدن دگرگون می شود و رطوبت عرق پدید می آید ... و گاهی اثر برخی نفوس به بدن های دیگر هم سرایت می کند.
4- 186. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 556؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 4، ص 365.
معلوم است که عبادت هیچ کسی به عبادت نبی اکرم و ائمه علیهم السلام نمی رسد، پس مقام ولایت و تصرف آنان نیز عالی است. "حافظ" می گوید:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
امام صادق علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل می کند: «ما تقرّب إلی عبد بشی ء أحبّ إلی مما افترضت علیه وأنه لیتقرّب إلی بالنافله حتی أحبّه، فإذا أحببته کنت سمعه الّذی یسمع به وبصره الذی یبصر به...».(1)
ولایت همان تقرب به خدا بود و کسی مانند پیامبر و ائمه علیهم السلام موفق به ادای فرایض و نوافل نشده است؛ پس قرب و ولایت آنان در اوج است؛ مولوی همین حقیقت را در قالب مثنوی بیان می کند:
از جمادی در جهان جان شوید
غلغل اجزای عالم بشنوید
پس قیامت شو، قیامت راببین
دیدن هر چیز را شرط است این
تا نگردی آن، ندانیش تمام
خواه آن انوار باشد یا ظلام
مرتبه بالای وجودی ملازم با تصرف در مراتب پایین
حکمت متعالیه و عرفان با مبانی خاصّی که دارند، سرّ تصرّفات ولی اللَّه را بسیار عمیق و گسترده بیان کرده اند، که این جا به صورت فشرده بیان می شود.
از نظر مشهور فلاسفه و مکاتب؛ هیچ پدیده ای از جهان فیزیک به بیرون راه ندارد، از عمر کوتاه شبنم تا عمر چندین میلیارد ساله فلان ستاره، وفات را به دنبال دارد. اگر روح انسان جاوید و نامیرا است، ربطی به عالم ماده ندارد؛ چون روح انسان در اصل یک پدیده مجرد و غیر مادّی است.
اما از نظر عرفان اسلامی و حکمت متعالیه؛ ماده و روح از یک جنس و هر دو جلوه یک حقیقت و مظهر یک لطیفه اند، دو جهان بی ارتباط نیستند؛ بلکه حاصل و محصولند و رابطه ظاهر و باطن و رویه و تویه دارند، ماده جلوه