[2] سوره ص، آیه26.
[3] در بیان این مطلب، رجوع شود به تعلیقه «1».
[4] ترجمه و آدرس آیه در اول گفتار اول گذشت.
[5] ولایت فقیه در عصر غیبت برای فقیه، مثل ولایت پدر بر فرزند صغیرش نیست که بالاصاله جعل شده وعصر حضور وغیبت در آن تفاوت نداشته باشد، بلکه ولایت فقیه بنابر بعض مبانی، آنانکه قائل به آن در عصر غیبت می باشند، نظیر اذن ها و ولایت هائی است که از جانب امام علیه السلام در عصر حضور، به اشخاص معین داده می شد؛ با این تفاوت که در عصر غیبت به طور عام، وبه کسانی که معنون به عنوان فقیه و عارف به حلال وحرام شرع باشند، عطا شده است. بنابر این، ولایت جدّ پدری وپدر بر فرزند صغیر، قابل عزل و تغییر نیست، به خلاف ولایت و نیابت خاصّ که هر وقت امام بخواهد، شخص منصوب را معزول، و دیگری را به جای او نصب می نماید، وبه خلاف ولایت عامّه فقها که در هنگام ظهور وحضور، خود به خود منتفی می شود.
[6] رجوع کنید به تعلیقه «2».
[7] قابل توجه است، آنان که این روشهای حکومت
را برای فریب توده ها، مطرح می کنند وبا بوق و کرنا آن را تبلیغ می نمایند، هرگز به توده های روستائی و مستضعف اجازه نمی دهند که جز در خطی که بالاها، وبه اصطلاح رهبران حزب، تعیین می نمایند، شورائی تشکیل دهند، و مثل یک انسان آزاد و حیوان زبان بسته، نظری اظهار نمایند. اگر در شکل ظاهر از شورای روستائی به شورای بخش و شهر و استان و کشور می رسند، در واقع از بالا به پائین است و دیکتاتوری «پرولتاریا» به مراتب از دیکتاتوری های استبدادی قرون وسطی بدتر، واز جهت کوبیدن کرامت و شرف و حقوق و آزادی انسان، خطرناک تر است. سالها است، و بلکه متجاوز از نیم قرن است، که محرومان و مستضعفان جهان و ملل به اصطلاح عقب مانده را با الفاظی مثل دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و حقوق بشر، و صلح وهم زیستی مسالمت آمیز، و مبارزه با استثمار و عدالت اجتماعی، و آزادی عقیده، ونظام به اصطلاح شورائی، فریب داده، وهر یک از دو ابر ستمگر شرق و غرب، تحت یکی از این عناوین، استعمار و استکبار، خود را در مناطق مختلف توجیه کرده، دنیا را غارت نموده، مردم محروم و شرافت و حقوق انسانی آنها را در مثل فلسطین و قدس عزیز، افغانستان و لهستان، واریتره و فیلیپین و عراق و سودان، و اردن وغیر، فدای مطامع پلید و توسعه طلبی های خود می نمایند.
[8] نهج البلاغه، خطبه37.
[9] رجوع شود به تعلیقه «3».
[10] پس هر کس به لقای پروردگارش امیدوار است باید نیکو کار شده و هرگز در پرستش خدا احدی را با