معصیه الخالق =برای هیچ فردی، در معصیت خدا، اطاعت از فرد دیگر نیست» اگر حکم به معصیت باشد، اطاعت فرمان به معصیت، موضوع پیدا نمی کند و حدیث شریف «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق» به اطاعت از پیغمبر وامام نظر دارند.
این نظام امامت در بعد حکومتی و ولایتش، بر عکس آنانکه می گویند نظام حکومت باید از پائین به بالا باشد و اساس و قاعده آن را شوراهای روستائی می شمارند، نظام از بالا به پائین را معین کنند، یا پائینی ها باید تابع تصمیم و نظرات بالائی ها باشند، و شورای وزارتخانه ها بر شوراهای استانها، و استانها بر شهرها، و شهرها بر بخشها و روستاها حاکم باشند، یا اینکه یک نفر مثل نظامات استبدادی به نام شاه وامیر و پیشوا و خان در بالا بنشیند، وهر چه هو می کند، فرمان دهد و خود را بر مردم تحمیل نماید. هیچ یک از اینها نیست.
نظام اسلام که همان نظام امامت و حکومت شرعی است، نه حکومت از پائین به بالا است [7]، ونه فرمان روائی از بالا به پائین است، بلکه نظام خدا است که همه در آن، مجری احکام خدا می شوند، و حکومت و امارت، چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام در پاسخ ابن عباس فرمود، وسیله اقامه حق، و دفع باطل است واگر از این حد واین شعار که اقامه حق، و دفع باطل است، خارج باشد، نه حکومت شرعی است و نه اطاعت از آن واجب است.
در این نظام همه متصدیان امور در اجرای احکام خدا مسؤولند، و هیچ مادونی از ما فوق، در تخلّف از قانون، و قانون شکنی،
و معصیت خدا، نباید اطاعت کند، و هیچ مقامی، حتی شخص خلیفه، نمی تواند از مردم توقعی غیر از عمل به احکام الهی و اطاعت از قانون داشته باشد.
در این نظام برای به دست آوردن مقامات، چنانکه در نظامات دیگر انجام می شود، بین اشخاص مسابقه و مزاحمت نیست واگر کسی برای کسب علوّ و برتری شخصی یا گروهی، بخواهد مقامی را به دست آورد، صلاحیت آن مقام را ندارد.
در این نظام، مقام، تعهّد و تکلیف آور است و هر چه مقام انسان حسّاستر و حدود قلمرو آن وسیع تر باشد، مسؤولیت و تکلیفش بیشتر می شود، و ارزش صاحب هر مقامی به میزان خلوص نیت، و حسن معامله ای است که در عمل داشته باشد. بسا که یک رفتگر برای حسن نیت و خلوصی که در کار خود دارد و مراقبتی که برای خدا در انجام وظیفه نشان می دهد، از حاکم شهر و والی استان شریف تر و در درگاه خدا عزیزتر باشد.
در این نظام همانطور که «عدی بن حاتم» در وصف امیر المؤمنین علیه السلام به معاویه گفت: «لا یخاف القوی ظلمه ولا ییأس الضعیف من عدله»: هیچکس و هیچ نیرومندی از ستم او نمی ترسد، که از سر خشم و احساسات، او را بیش از کیفر قانونی کیفر دهد؛ و هیچ ضعیفی از عدالت او مأیوس نمی شود که به ملاحظه قوی، حق ضعیف را از او نگیرد. چنانکه علی علیه السلام فرمود:
«الذلیل عندی عزیز حتی آخذ الحق له والقوی عندی ضعیف حتی آخذ الحق منه =ذلیل، پیش من عزیز است تا اینکه حق را (از ظالم) برایش بگیرم، و قوی،
پیش من ضعیف است تا اینکه حق (ضعیف ها) را از او بگیرم». [8].