حیاه القلوب، ج 2، ص: 813 صفحه 142

صفحه 142

و صرد- که جانوری است در نخلستان می باشد- صدا زد، فرمود: می گوید: استغفار کنید ای گناهکاران.

و طوطی صدا کرد، فرمود: می گوید که: هر زنده ای می میرد و هر نوی کهنه می شود.

و پرستکی خوانندگی کرد، فرمود: می گوید که: کار خیری پیش بفرستید تا مزد او را بیابید.

و کبوتری خواند، فرمود که: می گوید: «سبحان ربّی الاعلی مل ء سمواته و ارضه».

و قمری خواند، فرمود: می گوید: «سبحان ربّی الاعلی».

و فرمود که: کلاغ بر عشّاران نفرین می کند. و کور کوره می گوید: «کلّ شی ء هالک الّا وجهه» یعنی: «همه چیز هلاک می شود بغیر

ذات مقدس حق تعالی».

و اسفرود می گوید: هر که ساکت شد سالم ماند.

و سبز قبا می گوید: وای بر کسی که همّت او به تحصیل دنیا مصروف باشد.

و وزغ می گوید: «سبحان ربّی القدّوس».

و بازمی گوید: «سبحان ربّی و بحمده».

و درّاج می گوید: «الرّحمن علی العرش استوی» «1».

فصل سوم در بیان قصه آن حضرت است با بلقیس

علی بن ابراهیم رحمه اللّه روایت کرده است که: چون حضرت سلیمان بر تخت خود می نشست، جمیع مرغان که حق تعالی مسخّر او گردانیده بود حاضر می شدند و سایه می افکندند بر هر که نزد تخت آن حضرت حاضر بود، پس روزی هدهد غایب شد از میان آن مرغان و از جای آن آفتاب بر دامن آن حضرت تابید، پس به جانب بالا نظر کرد و هدهد را ندید، چنانچه حق تعالی فرموده است که وَ تَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقالَ ما لِیَ لا أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ کانَ مِنَ الْغائِبِینَ «1» «2» یعنی: «جستجو نمود مرغان را، پس گفت: چیست مرا که نمی بینم هدهد را بلکه او غائب است و حاضر نیست» لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِیداً «البته او را عذاب خواهم کرد عذابی سخت»، مروی است که: یعنی پرش را می کنم و در آفتاب می اندازم «3»، أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ «یا او را ذبح می کنم»، أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطانٍ مُبِینٍ «4» «یا بیاورد برای من حجتی قوی و عذری ظاهر».

فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ «پس مکث کرد اندک زمانی که هدهد پیدا شد» و حضرت سلیمان علیه السّلام از او پرسید: کجا بودی؟ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه