حیاه القلوب، ج 2، ص: 813 صفحه 203

صفحه 203

حضرت فاطمه فرمود که: حضرت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلم مرا نهی فرمود مرا نهی فرمود از آنکه از تو چیزی بطلبم.

پس حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام بیرون آمد و از شخصی یک دینار به قرض گرفت و برگشت که به خانه بیاورد، در راه مقداد رضی اللّه عنه را ملاقات نمود و از مقداد پرسید: برای چه بیرون آمده ای؟

مقداد گفت: از شدت گرسنگی بیرون آمده ام!

آن حضرت علیه السّلام فرمود: من نیز برای این

بیرون آمده ام و یک دینار بهم رسانیده ام و تو را بر خود اختیار می کنم. پس دینار را به مقداد داد و با دست خالی به خانه برگشت، چون داخل خانه شد دید که حضرت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلم نشسته است و حضرت فاطمه علیها السّلام نماز می کند و در میان ایشان چیزی گذاشته است که رویش پوشیده است، چون حضرت فاطمه علیها السّلام از نماز فارغ گردید آن ظرف سر پوشیده را به نزد ایشان گذاشت و سرش را گشود، دید که کاسه ای است پرگوشت و نان، و تازه و گرم است و در جوش است.

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ای فاطمه! از کجا آوردی این را؟!

فاطمه علیها السّلام گفت: از جانب خدا آمد، بدرستی که خدا روزی می دهد هر که را می خواهد بی حساب.

پس حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: می خواهی بیان کنم برای تو مثل تو و مثل او را؟

گفت: بلی.

فرمود: مثل تو مثل زکریا است که داخل شد در محراب بر مریم و نزد او روزی یافت و از او پرسید که: این روزی از کجا آمد از برای تو؟ مریم همین جواب را گفت که فاطمه گفت.

پس یک ماه اهل بیت از آن کاسه می خوردند و کم نمی شد. پس حضرت امام محمد باقر علیه السّلام فرمود که: آن کاسه نزد ماست و حضرت صاحب الامر علیه السّلام آن را ظاهر خواهد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه