حیاه القلوب، ج 2، ص: 813 صفحه 355

صفحه 355

دریا و ظلمت شکم ماهی «1»- که خداوندی نیست بجز تو و تنزیه می کنم تو را- از آنچه لایق ذات صفات تو نباشد یا آنکه تو از امری عاجز باشی- و بدرستی که من بودم از ستمکاران بر خود- یا آنکه از میان قوم خود بیرون آمدم و بهتر آن بود که بیرون نیایم، یا آنکه این سخن را بر سبیل تذلل و شکستگی گفت بی آنکه از او گناهی یا مکروهی صادر شده باشد، و از حضرت امام رضا علیه السّلام منقول است که: چون در شکم ماهی ذکر می کرد خدا را به سبب فراغ خاطری که او را بود که هرگز خدا را چنین عبادتی نکرده بود گفت:

من پیشتر از ستمکاران بودم بر خود که تو را چنین عبادتی نمی کردم «2»- پس مستجاب کردیم از برای او دعای او را و او را نجات دادیم از غم و اندوه و چنین نجات می دهیم مؤمنان را از غم هرگاه پناه به این کلمه بیاورند» چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السّلام منقول است.

در جای دیگر فرموده است وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

«3» «بدرستی که یونس از پیغمبران مرسل بود»، إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

«4» «در وقتی که گریخت از قوم خود بسوی کشتی پر شده از متاع و مردم»، فَساهَمَ فَکانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ

«5» «پس قرعه زد با اهل

کشتی در وقتی که ماهی بر سر راه کشتی آمد پس گردید از مغلوبان و قرعه به اسم او بیرون آمد»، فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ «6» «پس فرو برد او را ماهی و او ملامت کننده بود نفس خود را»، فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ. لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ «7» «پس اگر نه این بود که او از تسبیح گویان بود همیشه در شکم ماهی می ماند تا روزی که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه