- فصل چهارم در بیان وجوب معرفت امام است، 1
- فصل پنجم در بیان آنکه هر که انکار یک امام کند چنان است که انکار همه کرده باشد 1
- فصل هفتم در بیان آنکه هدایت نمی توان یافت مگر از جهت ائمه حق، 1
- جلدپنجم 1
- فصل پنجم در بیان آنکه برگزیده بندگان و آل ابراهیم، ائمه علیهم السّلام اند 1
- فصل دوم در بیان آنکه امام باید معصوم باشد از جمیع گناهان 1
- فصل هشتم در حدیث ثقلین و امثال آن 1
- فصل دوم در بیان آنکه اهل ذکر، اهل بیت علیهم السّلام اند؛ 1
- فصل سوم در بیان آنکه امامت به نصّ خدا و رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می باشد 1
- فصل نهم در بیان سایر نصوص متفرقه ایشان 1
- فصل اول در تأویل سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِین 1
- فصل اول در وجوب امامت و آنکه هیچ زمانی خالی از امام نمی باشد 1
- فصل ششم در بیان وجوب مودت و محبت اهل بیت علیهم السّلام است، 1
- اشاره 1
- فصل ششم در بیان وجوب اطاعت ائمه حق 1
- فصل سوم در بیان آنکه ایشانند اهل علم قرآن و راسخون در علم 1
- فصل چهارم در بیان آنکه آیات خدا و بیّنات خدا و کتاب خدا ایشانند در بطن قرآن 1
- فصل بیست و ششم در بیان تأویل نحل است به ائمه علیهم السّلام 2
- فصل سی و دوم در بیان تأویل آیات هدایت به ائمه علیهم السّلام 2
- فصل چهاردهم در بیان اخباری که در باب تأویل صراط و سبیل و اشباه اینها به ائمه هدی علیهم السّلام وارد شده است 2
- فصل هیجدهم در بیان اخباری است که در تأویل شمس و قمر و نجوم و بروج و امثال آنها به ائمه علیهم السّلام وارد شده است 2
- فصل هشتم در بیان آنکه در قرآن امانت به معنای امامت است 2
- فصل بیستم در تفسیر حکمت به معرفت ائمه علیهم السّلام و اولو النهی به ایشان 2
- فصل بیست و چهارم در تأویل بحر و لؤلؤ و مرجان به ایشان علیهم السّلام 2
- فصل هفدهم در بیان آنکه نعمت و نعیم در آیات کریمه مفسّر است به ولایت اهل بیت علیهم السّلام، 2
- فصل شانزدهم در بیان اخباری که در تأویل حسنه و حسنی به ولایت، و سیئه به عداوت ایشان وارد شده است 2
- فصل بیست و هشتم در بیان آنکه علما در قرآن، ائمه علیهم السّلام اند؛ و اولو الالباب، شیعیان ایشانند 2
- فصل هفتم در تأویل والدین و ولد و ارحام و ذی القربی به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ائمه هدی علیهم السّلام 2
- فصل پانزدهم در تأویل آیاتی که مشتمل است بر صدق و صادق و صدّیق 2
- فصل نهم در بیان آیاتی که دلالت بر وجوب متابعت اهل بیت علیهم السّلام می کند 2
- فصل یازدهم در بیان آنکه ایشانند شهدا و گواهان بر خلق 2
- فصل سی و چهارم در نزول سلم و استسلام در ائمه علیهم السّلام و شیعیان ایشان 2
- فصل دهم در تأویل آیات نور در اهل بیت علیهم السّلام، 2
- فصل بیست و دوم در تأویل اهل رضوان و درجات به ائمه علیهم السّلام، 2
- فصل سی و سوم در تأویل آیات که مشتملند بر امام و امّت در شأن ائمه علیهم السّلام 2
- فصل سی و پنجم در بیان آنکه ایشانند خلفای خدا 2
- فصل سی و یکم 2
- فصل بیست و نهم در بیان آنکه ایشانند متوسّمون و به روی هر کس نظر کنند می دانند ایمان و نفاق او را، 2
- فصل نوزدهم در بیان آن است که آنها حبل اللّه المتین و عروه الوثقی و امثال اینهایند 2
- فصل سی ام در تأویل آیات آخر سوره فرقان در شأن ائمه علیهم السّلام 2
- فصل بیست و هفتم در بیان تأویل سبع مثانی است به ائمه علیهم السّلام 2
- فصل بیست و سوم در آنکه ناس، اهل بیت علیهم السّلام؛ و شبیه به ناس، شیعیان ایشانند؛ و غیر ایشان، نسناسند 2
- فصل بیست و یکم در تفسیر صافّون و مسبّحون و صاحب مقام معلوم و حمله عرش و سفره کرام و برره به ائمه علیهم السّلام 2
- فصل بیست و پنجم در تأویل ماء معین و بئر معطّله و قصر مشید و سحاب و مطر و ظل و فواکه و سایر منافع ظاهره است به ائمه علیهم السّلام 2
- فصل سیزدهم در بیان احادیثی که دلالت می کند بر آنکه ایشان ابرارند 2
- فصل دوازدهم در بیان اخباری که مشتمل است بر تأویل آیات مؤمنین و ایمان و مسلمین و اسلام به اهل بیت علیهم السّلام 2
- فصل سی و ششم در بیان آنکه کلمه و کلمات در قرآن مجید مؤول است به اهل بیت علیهم السّلام و ولایت ایشان 3
- اشاره 3
- فصل چهل و دوم در بیان آنکه آیات صبر و مرابطه و عسر و یسر در شأن ائمه و شیعیان ایشان است 3
- فصل چهلم در آنکه ائمه علیهم السّلام خانه های علمند و معدن حکمتهایند، 3
- فصل سی و هفتم در بیان آنکه ایشان داخلند در حرمتهای الهی 3
- فصل چهل و سوم در بیان آیاتی است که در مظلومیت ائمه علیهم السّلام نازل شده 3
- فصل اول در وجوب امامت و آنکه هیچ زمانی خالی از امام نمی باشد 3
- فصل چهل و یکم در بیان آیاتی که در محبت ملائکه نسبت به ایشان و شیعیان ایشان نازل شده 3
- فصل سی و نهم در تأویل جنب اللّه و وجه اللّه و ید اللّه و امثال اینها به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ائمه علیهم السّلام 3
- فصل سی و هشتم در تأویل آیات عدل و معروف و احسان و قسط و میزان به ولایت ائمه علیهم السّلام، 3
- باب اول () در بیان وجوب وجود امام علیه السّلام در هر عصر، 3
- فصل دوم در بیان آنکه امام باید معصوم باشد از جمیع گناهان 34
- فصل سوم در بیان آنکه امامت به نصّ خدا و رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می باشد 48
- فصل چهارم در بیان وجوب معرفت امام است، 61
- فصل پنجم در بیان آنکه هر که انکار یک امام کند چنان است که انکار همه کرده باشد 71
- فصل ششم در بیان وجوب اطاعت ائمه حق است 80
- فصل هفتم در بیان آنکه هدایت نمی توان یافت مگر از جهت ائمه حق، 84
- فصل هشتم در حدیث ثقلین و امثال آن 88
- فصل نهم در بیان سایر نصوص متفرقه ایشان که مجملا در ضمن اخبار مختلفه وارد شده است 105
- فصل اول در تأویل سَلامٌ عَلی إِلْ یاسِین 114
- باب دوم () در بیان آیاتی که در شأن ائمه علیهم السّلام مجملا نازل شده 114
- فصل دوم در بیان آنکه اهل ذکر، اهل بیت علیهم السّلام اند؛ 117
- فصل سوم در بیان آنکه ایشانند اهل علم قرآن و راسخون در علم و انذار کنندگان به قرآن 124
- فصل چهارم در بیان آنکه آیات خدا و بیّنات خدا و کتاب خدا ایشانند در بطن قرآن 131
- فصل پنجم در بیان آنکه برگزیده بندگان و آل ابراهیم، ائمه علیهم السّلام اند 134
- فصل ششم در بیان وجوب مودت و محبت اهل بیت علیهم السّلام است 146
- فصل هفتم در تأویل والدین و ولد و ارحام و ذوی القربی به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ائمه هدی علیهم السّلام 160
- فصل هشتم در بیان آنکه در قرآن امانت به معنای امامت است و آن در دو آیه است 175
- فصل نهم در بیان آیاتی که دلالت بر وجوب متابعت اهل بیت علیهم السّلام می کند 183
- فصل دهم در تأویل آیات نور در اهل بیت علیهم السّلام، 197
- فصل یازدهم در بیان آنکه ایشانند شهدا و گواهان بر خلق و آنکه اعمال عباد بر ایشان عرض می شود 232
- فصل دوازدهم در بیان اخباری که مشتمل است بر تأویل آیات مؤمنین و ایمان و مسلمین و اسلام به اهل بیت علیهم السّلام و ولایت ایشان، 249
- فصل سیزدهم در بیان احادیثی که دلالت می کند بر آنکه ایشان ابرارند و متقیان و سابقان و مقرّبان، و شیعیان ایشان اصحاب یمینند؛ و دشمنان ایشان اشرار و فجّار و اصحاب شمالند 271
- فصل چهاردهم در بیان اخباری که در باب تأویل صراط و سبیل و اشباه اینها به ائمه هدی علیهم السّلام وارد شده است 285
- فصل پانزدهم در تأویل آیاتی که مشتمل است بر صدق و صادق و صدّیق 299
- فصل شانزدهم در بیان اخباری که در تأویل حسنه و حسنی به ولایت و سیئه به عداوت ایشان وارد شده است 308
- فصل هفدهم در بیان آنکه نعمت و نعیم در آیات کریمه مفسّر است به ولایت اهل بیت علیهم السّلام، 313
- فصل هیجدهم در بیان اخباری است که در تأویل شمس و قمر و نجوم و بروج و امثال آنها به ائمه علیهم السّلام وارد شده است 326
- فصل نوزدهم در بیان آن است که آنها حبل اللّه المتین و عروه الوثقی و امثال اینهایند؛ 335
- فصل بیستم در تفسیر حکمت به معرفت ائمه علیهم السّلام و اولو النهی به ایشان 339
- فصل بیست و یکم در تفسیر صافّون و مسبّحون و صاحب مقام معلوم و حمله عرش و سفره کرام برره به ائمه علیهم السّلام 341
- فصل بیست و دوم در تأویل اهل رضوان و درجات به ائمه علیهم السّلام 348
- فصل بیست و سوم در آنکه ناس، اهل بیت علیهم السّلام؛ و شبیه به ناس، شیعیان ایشانند؛ و غیر ایشان، نسناسند 352
- فصل بیست و چهارم در تأویل بحر و لؤلؤ و مرجان به ایشان علیهم السّلام 355
- فصل بیست و پنجم در تأویل ماء معین و بئر معطله و قصر مشید و سحاب و مطر و ظل و فواکه و سایر منافع ظاهره است به ائمه علیهم السّلام 357
- فصل بیست و ششم در بیان تأویل نحل است به ائمه علیهم السّلام 365
- فصل بیست و هفتم در بیان تأویل سبع مثانی است به ائمه علیهم السّلام 369
- فصل بیست و هشتم در بیان آنکه علما در قرآن، ائمه علیهم السّلام اند و اولو الالباب، شیعیان ایشانند 372
- فصل بیست و نهم در بیان آنکه ایشانند متوسّمون و به روی هر کس نظر کنند می دانند ایمان و نفاق او را 375
- فصل سی ام در تأویل آیات آخر فرقان در شأن ائمه علیهم السّلام 379
- فصل سی و یکم در تأویل شجره طیّبه به اهل بیت علیهم السّلام و شجره خبیثه ملعونه به دشمنان ایشان 383
- فصل سی و دوم در بیان تأویل آیات هدایت به ائمه علیهم السّلام است 389
- فصل سی و سوم در تأویل آیات که مشتملند بر امام و امّت در شأن ائمه علیهم السّلام 395
- فصل سی و چهارم در نزول سلم و استسلام در ائمه علیهم السّلام و شیعیان ایشان 401
- فصل سی و پنجم در بیان آنکه ایشانند خلفای خدا 403
- فصل سی و ششم در بیان آنکه کلمه و کلمات در قرآن مجید مؤول است به اهل بیت علیهم السّلام 410
- فصل سی و هفتم در بیان آنکه ایشان داخلند در حرمتهای الهی 422
- فصل سی و هشتم در تأویل آیات عدل و معروف و احسان و قسط و میزان به ولایت ائمه علیهم السّلام، 424
- فصل سی و نهم در تأویل جنب اللّه و وجه اللّه و ید اللّه 428
- فصل چهلم در آنکه ائمه علیهم السّلام خانه های علمند و معدن حکمتهایند، 435
- فصل چهل و یکم در بیان آیاتی که در محبت ملائکه نسبت به ایشان و شیعیان ایشان نازل شده 442
- فصل چهل و دوم در بیان آنکه آیات صبر و مرابطه و عسر و یسر در شأن ائمه و شیعیان ایشان است 445
- فصل چهل و سوم در بیان آیاتی است که در مظلومیت ائمه علیهم السّلام نازل شده و آنها بسیار است 452
- فهرست مصادر تحقیق 461
دوم آنکه: مدت حمل و فصال سی ماه بودن به آیه دیگر که دلالت می کند بر آنکه مدت رضاع دو سال است اشاره است به آنکه مدت حمل شش ماه بوده، و دانستی که در این امّت مخصوص آن حضرت بود.
سوم آنکه: بعد از این می فرماید حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلی والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ «1» یعنی: «تا آنکه رسید به حدّ نهایت قوّت بدن و عقل و رسید به چهل سال گفت: پروردگارا! الهام کن مرا و توفیق بده که شکر کنم نعمت تو را آن نعمتی که انعام کرده ای تو بر من و بر پدر و مادر من و اینکه بکنم عملی که بپسندی آن را»، و این مناسب آن حضرت است که
امامت آن حضرت در حوالی سال چهل از عمر شریف آن حضرت بود.
چهارم آنکه: بعد از این فرموده است وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی «2» یعنی: «و اصلاح کن از برای من در میان ذرّیّه من» یعنی بعضی از ایشان را، و این مناسب آن حضرت است که دعا از برای امامان از ذرّیّه خود کرد به امامت؛ لهذا دعا از برای بعضی از ایشان کرد زیرا که نمی توانست بود که همه امام شوند، چنانچه حضرت صادق علیه السّلام فرمود: اگر «اصلح لی ذرّیّتی» می گفت هرآینه همه ذرّیّه آن حضرت امام می شدند «3».
و احادیث بسیار در آیه وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ «4» وارد شده از طریق عامه و خاصه که مراد از ذی القربی، فاطمه علیها السّلام است؛ و مراد از حق، فدک است. و بعد از نزول این آیه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فاطمه علیها السّلام را طلبید و فدک را به او تسلیم نمود «5». و ذکر هر یک از این اخبار، موضع دیگر دارد که ان شاء اللّه در آنجا بیان خواهد شد.
فصل هشتم در بیان آنکه در قرآن امانت به معنای امامت است و آن در دو آیه است
آیه اول: آنکه خدا می فرماید إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً «1» «بدرستی که خدا امر می کند شما را که امانتها را ادا کنید بسوی اهل آنها، و هرگاه حکم کنید در میان مردم آنکه حکم کنید به عدالت، بدرستی که خدا خوب چیزی است آنچه پند می دهد شما را به آن، بدرستی که خدا بوده است و هست شنوا و
بینا».
و در مورد نزول آیه میان مفسران خلاف است بر چند قول:
اول آنکه: در باب هر کس است که او را بر امانتی از امانتها امین گردانند؛ و امانتهای خدا اوامر و نواهی اوست، و امانتهای بندگان آن چیزها است که امین می کنند بعضی از ایشان بعضی را بر آنها از مال و غیر مال چنانچه در روایات متعدده منقول است از حضرت باقر و صادق علیهما السّلام «2»، حتی در بعضی از روایات وارد شده که: اگر قاتل امیر المؤمنین علیه السّلام شمشیری که آن حضرت را به آن شهید نموده به من بسپارد، البته به او رد می کنم «3».
دوم: در باب خلفا و والیان امر است. شیخ طبرسی رحمه اللّه گفته که: خدا امر کرده است