- سخن مؤلّف 1
- [دلالت صریح و التزامی حدیث نور بر امامت حضرت علی علیه السلام] 2
- اشاره 2
- 1 - دلالت بر امامت به نصّ 2
- [درباره] این کتاب 2
- اشاره 5
- پاسخ اجمالی به کلام دهلوی 6
- الف - صحابه : 9
- اشاره 9
- ب - اسامی راویان حدیث «نور» از تابعین 10
- ج - راویان حدیث نور از دانشمندان، حافظان و ائمّه حدیث: 10
- اشاره 15
- اشاره 15
- نصّ روایات حافظان حدیث و دانشمندان اهل سنّت 15
- 1 - روایت احمدبن حنبل 15
- اشاره 16
- عبدالرزّاق صنعانی 16
- رجال و ناقلان این حدیث 16
- معمّربن راشد 17
- خالدبن معدان 18
- سلمان فارسی 19
- شرح حال احمدبن حنبل 22
- روایت احمد دلیل بر صحّت حدیث است 32
- پاسخ سبط ابن جوزی به تضعیف حدیث نور 34
- شرح حال ابن خلّکان 35
- آشنایی با یونینی 37
- شرح حال ابوالفداء 37
- شرح حال ابن الوردی 38
- اشکال ذهبی و صفدی در مورد سبط ابن جوزی 40
- دفاع از سبط 40
- اهل سنّت به گفتار سبط ابن جوزی در مسائل مورد اختلاف استناد می کنند 41
- تألیفات وآثار سبط ابن جوزی 42
- اعتماد دانشمندان بر کتاب های سبط ابن جوزی 43
- 2 - روایت ابی حاتم رازی 44
- اشاره 44
- شرح حال او 45
- 3 - روایت عبداللّه بن احمد 45
- اشاره 45
- شرح حال او 46
- اشاره 48
- 5 - روایت ابن عبدالبرّ 48
- شرح حال او 48
- اشاره 48
- اشاره 49
- شرح حال او 49
- 6 - روایت خطیب بغدادی 49
- شرح حال او 50
- 7 - روایت ابن مغازلی 51
- اشاره 51
- 8 - روایت شیرویه دیلمی 55
- شرح حال او 55
- اشاره 55
- شرح حال او 56
- 9- روایت عاصمی 56
- اشاره 59
- اشاره 60
- 11 - روایت شهردار دیلمی 60
- شرح حال او 60
- اشاره 61
- 12 - روایت خوارزمی 61
- شرح حال او 61
- اشاره 63
- 13 - روایت ابن عساکر 63
- 14 - روایت نور صالحانی 64
- اشاره 65
- 16 - روایت صدرالافاضل خوارزمی 65
- 15 - روایت ابوالفتح ناصر مطرزی 65
- شرح حال او 66
- اشاره 67
- 17 - روایت ابوالقاسم عبدالکریم رافعی قزوینی 67
- اشاره 68
- شرح حال او 68
- 18 - اثبات شیخ فریدالدّین عطّار 68
- شرح حال او 68
- شرح حال او 69
- اشاره 69
- اشاره 71
- 20 - روایت گنجی 71
- کلمه ی «الحافظ» در اصطلاح 75
- 21- روایت محبّ طبری 76
- شرح حال او 76
- اشاره 76
- اشاره 78
- 23 - روایت شرف الدّین دَرْگِزینی طالبی قرشی 78
- اشاره 79
- 24 - روایت جمال الدّین مدنی زرندی 79
- شرح حال او 79
- کتاب نظم دررالسمطین 80
- کتاب معارج الوصول 80
- شرح حال او 81
- 25 - روایت سیّد محمّد دهلوی معروف به گیسودراز 83
- اشاره 83
- شرح حال او 84
- اشاره 84
- 26 - روایت سیّد محمّدبن جعفر مکّی 84
- اشاره 85
- 27 - روایت جلال بخاری 85
- اشاره 85
- شرح حال او 85
- 28 - روایت سیّد علی همدانی 85
- شرح حال او 86
- گفتار همدانی در باره ی کتاب «روضهالفردوس»: 87
- شرح حال او 88
- 29 - روایت جلال خجندی 88
- اشاره 88
- 30 - روایت سیّد شهاب الدّین احمد 89
- 31 - روایت شهاب دولت آبادی 90
- اشاره 90
- شرح حال او 92
- اشاره 93
- 32 - روایت ابن حجر عسقلانی 93
- شرح حال او 94
- 33 - روایت حافی حسینی شافعی 94
- 35 - روایت جمال محدّث شیرازی 95
- 34 - روایت وصابی یمینی شافعی 95
- اشاره 95
- 36 - روایت جُفری 97
- اشاره 97
- شرح حال او 97
- 39 - روایت سیّد محمّد ماه عالم 98
- 38 - روایت احمدبن ابراهیم 98
- شرح حال او 99
- اشاره 99
- 40 - روایت محمّد صدر عالم 99
- شرح حال او 100
- اشاره 100
- 41 - روایت غلام علی آزاد بلگرامی 100
- حدیث شجره 101
- حدیث اوّل 101
- اشاره 101
- اشاره 101
- 3 - روایت دیلمی 102
- 1 - روایت حاکم 102
- 2 - روایت ابن مغازلی 102
- 7 - روایت نور بدخشی لاهیجی 103
- 6 - روایت شهاب احمد 103
- 5 - روایت زرندی 103
- 11 - روایت وصابی 104
- 9 - روایت سیوطی 104
- 10 - روایت متّقی 104
- 13 - روایت مناوی 104
- 12 - روایت جمال الدّین محدّث 104
- 18 - روایت لکهنوی 105
- 16 - روایت صدر عالم 105
- 15 - روایت بدخشی 105
- 17 - روایت دهلوی 105
- 1 - روایت عبداللّه بن احمد 106
- اشاره 106
- حدیث شجره با عبارتی دیگر 106
- 2 - روایت ابی نعیم 106
- 3 - روایت ابن مغازلی 107
- 4 - روایت گنجی 108
- 5 - روایت ملک العلماء هندی 111
- حدیث سوم 112
- حدیث ششم 114
- اشاره 114
- سخن میرحامد حسین 114
- حدیث پنجم 114
- مقدّمه 117
- 1 - ابوجعفر محمّدبن یعقوب کلینی 118
- 2 - ابن ماهیار 120
- 3 - فرات بن ابراهیم 120
- 4 - شیخ صدوق 121
- 6 - شیخ مفید 123
- 5 - محدّث بحرانی 123
- 7 - شیخ طوسی 124
- 8 - قطب راوندی 126
- 9 - حضینی 127
- 12 - محمّدبن علی بن احمد فارسی 129
- 13 - شرف الدّین بن علی نجفی 129
- 14 - شیخ محمّدباقر مجلسی 130
- اشکال اوّل 137
- اشاره 137
- ملاک تضعیف حدیث چیست؟! 138
- اصل و ریشه ی این ادّعا 138
- ادّعای اجماع در این مورد دروغ محض است 139
- شرح حال ابن حزم 139
- اشاره 141
- اشکال دوم 141
- منشأ اشتباه 142
- عبارت «ابن جوزی» و تصرّفاتی که در آن کرده اند 143
- ره آورد عبارات فوق 144
- نگرشی به کلام ابن جوزی 145
- نظر خطیب بغدادی و دارقطنی در مورد مروزی 146
- سمعانی «مروزی» را راست گو می داند 146
- خطیب و ابن عساکر، حدیث «مروزی» را نقل کرده اند و گنجی گوید: «حدیث حسن»است 147
- 1 - تعبیر «فی الجمله» 149
- اشاره 149
- 3 - تصریح و نصّ برخی از بزرگان بر ضعف آن حدیث 150
- 4 - استدلال دهلوی به این حدیث، با آن چه که خود ملتزم به آن است، مخالفت دارد 150
- 6 - احتجاج به آن جایز نیست 151
- 5 - روایتی که سندی نداشته باشد، توجّهی به آن نمی شود 151
- 8 - ردّکردن آن، هرچند مستند باشد، جایز است 152
- 9 - نصّ کامل این حدیث 152
- 10 - از جمله سخنان ناروا که در این مورد گفته اند 156
- 11 - نگرشی در وثاقت شافعی 157
- 12 - نشانه های ساختگی بودن بر این حدیث آشکار است 169
- 13 - حدیثِ ساختگیِ دیگری در فضیلت شیخین 170
- 1 - کابلی این تأیید را ادّعا نکرده است 171
- ابطال تأیید حدیث شافعی به حدیث دیگر 171
- اشاره 171
- 2 - معنای حدیث بطلان این ادّعا را روشن می کند 172
- 3 - عمر، پیش از آن که مسلمان شود، نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخت گیر بود 173
- 1 - تصریح به خلافت حضرت علی در این حدیث 177
- اشاره 177
- 2 - تصریح به وصایت حضرت علی علیه السلام در این حدیث 178
- 3 - فرشتگان و دیگر موجودات، از آن نور، تسبیح پروردگار را آموختند 178
- 4 - اگر این پنج تن نبودند خداوند آدم را نمی آفرید 183
- 5- علی علیه السلام از آدم افضل است 184
- 6 - روزگاران به وجود پیامبر و امیرالمؤمنین مباهات می کند 185
- اشاره 185
- بوصیری و قصیده ی همزیّه ی او 192
- 7 - هر فضیلتی که برای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است برای علیّ بن ابی طالب علیه السلام نیز ثابت است 194
- 8 - علی علیه السلام بعد از پیامبر برترین خلایق است 198
- 10 - تقدّم در آفرینش، از دلایل افضلیّت است 202
- 11 - احادیث روشنی که برافضلیّت پیامبربه خاطر تقدّم آن حضرت در آفرینش دلالت دارد 204
- 12 - دلالت احادیث بر افضلیت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به خاطر آن که اسمش بر عرش 210
- 13 - استدلال حضرت آدم علیه السلام بر افضلیّت پیامبر ما، بر این که اسم آن حضرت، همراه اسم خداوند است. 211
- 14 - در پیشگاه خداوند متعال بعد از رسول خدا کسی ارزنده تر از علی نیست، زیرا نام او همراه اسم آن دو است 214
- اشاره 214
- یکم - اسم علی بر روی عرش مکتوب است: 214
- دوم - اسم علی علیه السلام با اسم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در چندین جا همراه است 217
- سوم - اسم حضرت علی، بر درِ بهشت نوشته شده است 217
- چهارم - «علی ولی اللّه» بر درهای بهشت نوشته شده است 218
- پنجم - عبارت «علی ولی اللّه» با طلا بر در بهشت نوشته شده است 221
- ششم - بر در بهشت نوشته شده است: «علی حبیب اللّه» 222
- هفتم - بر عرش نوشته شده است: «علی مقیم الحجّه» 222
- هشتم - بر بال جبرئیل نوشته شده است: «علی ولیّ اللّه» 223
- نهم - بین دو دست صرصائیل نوشته شده است: «علی بن ابی طالب مقیم الحجّه» 224
- یازدهم - بر لواء حمد نوشته شده است: «علی ولی اللّه» 225
- دهم - برپیشانی فرشته نوشته شده است:خداوند محمّد را به علی تأیید و پشتیبانی فرماید 225
- دوازدهم - بر پرچم نور نوشته شده است: «آل محمّد خیر البریّه» 226
- سیزدهم - بر روی گوهری تابناک یا برگی سبز نوشته شده است: «محمّد رسول اللّه نصرته بعلی» 226
- چهاردهم - تقدّم نبوّت دلیل افضلیت است و آن متفرع بر تقدّم نوری است که علی از آن 227
- نمونه ای از احادیث تقدّم نبوّت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم 228
- اشاره 236
- 15 - گرفتن میثاق نبوّت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم دلیل برتری آن حضرت است و او دلیل 236
- نمونه ای از احادیث اخذ میثاق متفرّع بر تقدّم خلقت آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم : 236
- نمونه ای از احادیث افضلیّت حضرت رسول بر پیامبران، به خاطر گرفتن میثاق از آنان 237
- اشاره 237
- یکم - حدیث بعثت پیامبران بر ولایت علی علیه السلام 241
- دوم - حدیث عرض ولایت علی علیه السلام بر حضرت ابراهیم علیه السلام 244
- چهارم - حدیث اخذ میثاق حضرت رسول بر وصایت حضرت علی، از صحابه و یارانش 247
- 16 - احادیثی درفضیلت علی علیه السلام که امامت او را ثابت می کند و مؤیّد حدیث نور است 248
- اشاره 257
- اشاره 257
- سخنان دانشمندان وعارفان بزرگ اهل سنّت درفضیلت علی علیه السلام و معنای حدیث نور 257
- 1- شیخ ابن عربی 257
- شرح حال ابن عربی 262
- اشاره 265
- 2- شیخ عبدالوهاب شعرانی 265
- شرح حال شعرانی 268
- 3- شمس الدین فنّاری 270
- اشاره 270
- شرح حال فنّاری 272
- 5- قسطلانی 274
- 6- دولت آبادی 276
- 7- همدانی 277
- 8- سهروردی 279
- 9- ابونعیم اصفهانی 282
- 10- شاه ولی اللّه دهلوی 289
- 11- یازدهم - محمّد صدر عالم 291
- 1 - دهلوی گوید: 299
- اشاره 299
- 2 - دهلوی گوید: 300
- 3 - دهلوی گوید: آسان تر از اثبات این مطلب، خرط القتاد است. 300
- 4 - دهلوی گوید: در نزدیکی نسب حضرت امیر با پیامبر سخنی نیست. 301
- اشاره 303
- 1 - احادیث اصطفاء و گزینش بنی هاشم 303
- اشاره 303
- گفتار دانشمندان پیرامون این احادیث: 309
- 2 - رسول خدا از بنی هاشم بود، امام نیز از آنان خواهد بود 313
- 3 - سخنان ابوبکر در سقیفه 314
- 5 - احتجاج حضرت علی علیه السلام در مقابل ابوبکر 319
- 6 - احتجاج علی در روز شوری 321
- 7 - اعتراف طلحه و زبیر و مسلمان ها به این که آن حضرت به خاطر نزدیکتر بودن به 322
- 8 - رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قرابت و خویشاوندی را از دلایل امامت برشمرده اند 324
- 9 - پیامبر و جانشین او، می بایست از یک نسل و تبار باشند 325
- 10 - سخنان فخر رازی در مناقب و فضائل امام شافعی 327
- 1 - عبّاس عموی پدریِ حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است 329
- اشاره 329
- 2 - برادر نزدیک تر از عمو است 330
- 3 - آیه ی «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ » 331
- 5 - عذرخواهی و امتناع عبّاس از پذیرش وصیّت پیامبر 335
- 6 - حدیث یوم الدار 336
- 7 - اجماع بر عدم خلافت عبّاس است 337
- 8 - خلافت در مهاجران است 337
- 9 - خلیفه می بایست از کسانی باشد که در بیعت شجره، با پیامبر بیعت کرده است 338
- 10 - خلافت برای آزادشدگان جایز نیست 338
- 1 - برتری مدار امامت است 341
- اشاره 341
- 5 - این سخن مستلزم آن است که نور فاطمه علیها السلام از نور علی علیه السلام قوی تر باشد 342
- 3 - در هر یک از آن دو بزرگوار، یک چهارم اصل نور است 342
- 4 - هر کس که نورش قوی تر است، برتر است 342
- 7 - آفرینش علی علیه السلام از نور خدا است 343
- 6 - علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افضل مخلوقات است 343
- 10 - چه دلیل داریم بر این که حسنین بین دو نور را جمع کرده اند؟ 344
- 9 - بر اساس این سخن لازم می آید که نور حسنین از نور پیامبر بیشتر باشد 344
- 1 - سلیمان اعمش 347
- اشاره 347
- 2 - فضیل بن عیاض 348
- 4 - احمدبن مقدام 348
- 3 - محمّدبن مثنی 348
- 6 - ابوبکر نصیبی 349
- 5 - ابوعلی بردعی 349
- 8 - ابوالحسن فارسی 350
- 9 - ابوالحسین معدل 350
- 11 - ابوغالب نحوی 351
- 12 - ابوالحسین واحدی 351
- 10 - ابومحمّد جوهری 351
- 14 - ابوالقاسم شروطی 352
- 13 - ابوعلی حدّاد 352
- 17 - ابواسحاق خشوعی 353
- 16 - ابومحمّد جیلی 353
- 20 - ابوالیمن دمشقی 354
- 19 - ابن مقیر بغدادی 354
ص:204
1- 1) . تاریخ الخمیس 1: 19.
چیزی که شامل می شده، اعیان همه ی موجودات در وجود او گرد آمده بود. اعیان پیامبران بر حسب استعدادشان خواهان ظهور پیامبری در خودشان بودند، لکن با ظهور انوار حقیقت محمّدیّه دیگر آنان آشکار نشدند. به سان پنهان ماندنِ ستارگان و انوارشان به هنگام طلوع خورشید و در مقابل نور او. آنان وقتی که در مقام طبیعت جسمانی و تاریکیِ شب های عالم عنصریِ مادی تحقّق یافتند، در آن وضعیّت با انوار پنهانی خود به مانند ماه و ستارگان در شب تاریک آشکار شدند.
سوم - ابن عربی در کتاب «فصوص» گوید: «فصّ حکمت فردی در کلمه ی محمّدی. این حکمت فردی است، از آن جهت که در این نوع انسانی، کامل ترین موجود است. لذا آغاز و فرجام کار خلقت به وجود آن حضرت است. او در حالی پیامبر بود که آدم هنوز بین آب و گل بود و بعد با نشأه عنصری خود، آخرین پیامبر و اوّلینِ افراد سه گانه بود. فضائلی که از این اولیت بیشتر است، از همین مزیّت سرچشمه می گیرد. آن حضرت بهترین دلیل است بر وجود پروردگارش، زیرا به آن حضرت جوامع الکلم داده شده است که معانی اسمایی است که به آدم آموخته شده بود.»
چهارم - قیصری در شرح این جمله که «از آن جهت حکمت فردی است...» گوید: از آن جهت حکمت فردی است که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم در این نوع کامل ترین موجودات است که پیامبران علیهم السلام کامل ترین فرد این نوع بودند و هر یک از آنان مظهر اسم کلّی می باشند. پس همه ی کلیّات، داخل در تحت آن اسم الاهی است که او مظهر آن اسم است. لذا او کامل ترین افراد این نوع است و از آن جا که کامل ترین افراد بود، امر وجود با ایجاد روح او آغاز شد و امر رسالت در آخر به او ختم گردید. بلکه او است که به صورت آدمی در آغازِ وجود آشکار شد و او است که به صورت خاتمیتِ نوع پدیدار می شود. این راز را کسی می فهمد که سرّ ختمیت را فهمیده باشد. پس ما به تعریض، از تصریح بسنده می کنیم و خداوند، ولیِّ حمید است.
پنجم - قیصری در شرح جمله ی «و آن چه که بر این اولیّت زیاد باشد» گوید:
یعنی بر این فردیّت اوّلیه که همان سه چیز باشد. و این سه تایی که در عالم وجود به آن اشاره شد،... عبارتند از: ذات احدیّه، مرتبه الهیّه و حقیقت روحانیّه محمّدیه که به نام