خلاصه عبقات الانوار : حدیث نور صفحه 332

صفحه 332

ص:335


1- 1) . ازاله الخفاء خطّی.
2- 2) . انفال (8): 75.

ابی طالب رضی الله عنه در نامه اش به ابوجعفر منصور به این آیه تمسّک جسته است در این که امام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علیّ بن ابی طالب است. وی به منصور گفت: کلام خداوند متعال «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ » بر ثبوت اولویّت دلالت دارد و در این آیه ویژگی خاصّی وجود ندارد که این اولویّت را ثابت کند. لذا می بایست آن را بر کلّ و همه ی مقامات حمل کنیم، مگر آن چه که به دلیل خاصّی از عمومیّت آن بیرون رود. لذا شامل مقام امامت نیز می شود. نمی توان گفت که ابوبکر از اولوالارحام است، زیرا نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوره ی برائت را به ابوبکر داد تا به مردم مکّه ابلاغ کند، بعد علی علیه السلام را به دنبال او فرستاد و به آن حضرت دستور داد که او باید ابلاغ کند و فرمود: آن سوره را ادا نمی کند مگر من یا مردی از من. این مطلب دلیل بر آن است که ابوبکر، از خاندان آن حضرت نبود.

فخر رازی گوید: این است وجه استدلال به این آیه. جوابش آن است که اگر این دلالت صحیح باشد، عبّاس به امامت اولی است، زیرا او به رسول خدا از علی نزدیک تر است. ابوجعفر منصور هم به همین گونه به محمّدبن عبداللّه بن حسن پاسخ داد. (1)

نویسنده گوید: بر اهل سنّت است که به این استدلال تسلیم شوند، زیرا آنان ادّعای تمسّک به اهل البیت و پیروی از آنان را دارند و می گویند که مقصود از «اهل البیت» در حدیث ثقلین و دیگر احادیث وارده در این باب، اعمّ است از امامان دوازده گانه و فرزندان آنان، چنان که صریحاً از سخنان کابلی در کتاب «الصواقع» و کلام دهلوی در باب چهارم تحفه ی اثناعشریه در جواب حدیث ثقلین و دیگر بزرگان اهل سنّت به دست می آید. اگر چنین باشد، نمی بایست آنان از این استدلال روی برگردانند و می بایست پاسخ رازی را در ابطال این استدلال بدهند.

باید دانست که ابوالعبّاس مبرّد و ابن اثیر و ابن خلدون عین نامه محمّدبن عبداللّه بن حسن و پاسخ ابوجعفر متصوّر را به او آورده اند. (2)

ما متن هر دو نامه را در جلد مربوط به حدیث غدیر آورده ایم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه