خلاصه عبقات الانوار : حدیث نور صفحه 61

صفحه 61

ص:64


1- 1) . بقره (1): 37: «آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت و توبه اش را پذیرفت.»
2- 2) . الخصائص العلویه مخطوط.
3- 3) . بنگرید: مجلّد حدیث تشبیه، ترجمه ی فارسی، ص 150- 151. (ویراستار)

شهردار دیلمی به طور اجازه، از عبدوس بن عبداللّه همدانی به طور کتابت، از ابوالحسن علیّ بن عبداللّه، از ابوعلی محمّدبن احمد عطشی، از ابوسعید عدوی حسن بن علی، از احمدبن مقدام عجلی ابوالأشعث، از فضیل بن عیاض، از ثوربن یزید، از خالدبن معدان، از زاذان، از سلمان که گفت: شنیدم از حبیبم حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم که می فرمود:

«من و علی نوری مطیع بودیم در پیشگاه خداوند عزّوجلّ که آن نور، خداوند را تسبیح و تقدیس می کرد، چهارده هزار سال پیش از آفرینش آدم.

هنگامی که خداوند آدم را آفرید، آن نور را در صلب او قرار داد. و ما پیوسته در همان حال بودیم تا این که در صلب عبدالمطّلب از یک دیگر جدا گشتیم: جزئی من و جزئی علی شد.» (1)

این روایت شهردار دیلمی، از سند روایت خوارزمی نیز - که در آینده خواهد آمد - نیز به دست می آید.

شرح حال او

شهردار دیلمی هم چون پدرش از حفّاظ برجسته و سرشناس اهل سنّت است. در کتاب «العبر - حوادث سال 558» از سمعانی چنین آمده است: وی حافظ، عارف به حدیث، با فهم و آشنایی به ادبیات و خوش ذوق بود. از پدرش و عبدوس بن عبداللّه و مکی سلّار و گروهی دیگر حدیث شنیده، و ابوبکربن خلف شیرازی به او اجازه روایت داده است، وی هفتاد و پنج سال عمر کرد.

شرح حال او را سبکی، اسنوی و ابن قاضی شهبه اسدی در کتاب هایشان در باب طبقات شافعیه نیز آورده اند.

12 - روایت خوارزمی

اشاره

خوارزمی این حدیث را با این عبارت آورده است: خبر داد به من شهردار به طور اجازه، از عبدوس بن عبداللّه همدانی به طور کتابت از ابوالحسن علی بن عبداللّه از ابوعلی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه