خلاصه عبقات الانوار : حدیث نور صفحه 78

صفحه 78

ص:81


1- 1) . بنگرید به همین کتاب، ذیل عنوان «روایت ابوالقاسم عبدالکریم رافعی قزوینی».

آدم را بیافریند. بعد از آن که خداوند آدم را آفرید، ما را به صلب پدران و رحم مادران پاک منتقل کرد. سپس ما را به صلب عبدالمطّلب انتقال داد. و به دو نیم تقسیم شدیم: نیمی از آن را در صلب پدرم عبداللّه و نصف دیگر را در صلب عمویم ابوطالب جای داد. من از آن نیمه خلق شدم و علی از نیمه ی دیگر آفریده شد. خداوند متعال از اسامی خود نام هایی را برای ما جدا کرد، خداوند عزّوجلّ «محمود» است و من «محمّدم»؛ خداوند «اعلی» است و برادرم «علی»؛ خداوند «فاطر» است و دخترم «فاطمه»؛ خداوند «محسن» است و دو فرزندم «حسن و حسین». اسم من در رسالت و نبوّت است و اسم علی در خلافت و شجاعت. من رسول خدایم و علی «سیف اللّه» است.»

خبر داد به من به طور اجازه ابوطالب بن انجب خازن از ناصربن ابی المکارم که گفت: خبر داد به ما ابوالمؤیّد موفّق بن احمد به طور اجازه اگر به طور سماع و شنیدن نباشد که خبر داد به من عزیر محمّد از پدرش ابوالقاسم بن ابی الفضل بن عبدالکریم به طور اجازه از شهردار بن شیرویه بن شهردار دیلمی به طور اجازه از عبدوس.... (تا آخر آن چه که در روایت شهرداربن شیرویه دیلمی گذشت).

و به همین اسناد تا شهردار به طور اجازه.... (تا آخر آن چه که در خوارزمی گذشت).

خبر داد به من شیخ ابوطالب بن انجب. (تا آخر آن چه که در ابوالفتح مطرزی گذشت.) (1)

23 - روایت شرف الدّین دَرْگِزینی طالبی قرشی

اشاره

علیّ بن ابراهیم در کتاب «بحرالمناقب»، در شرح حال وی چنین گوید: در کتاب «نزل السائرین» و «المناقب» تألیف خطیب از سلمان فارسی روایت شده است که گوید:

از حبیبم حضرت محمّد مصطفی صلّی اللّه علیه [ وآله ] وسلّم شنیدم که می فرمود:

«من و علی نوری بودیم مطیع در پیشگاه خداوند عزّوجلّ. آن نور

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه