ترجمه کمال الدین جلد2 صفحه 170

صفحه 170

ص:172

برطرف می‌کند.

13-

(1) عبد اللَّه سوری گوید: به بستان بنی عامر رفتم و پسرانی را دیدم که در برکه آبی بازی می‌کردند و جوانی را دیدم که بر سجاده نشسته و آستینش را بر دهانش نهاده بود، گفتم: این کیست؟ گفتند: محمّد بن الحسن علیه السّلام است و شبیه پدرش بود.

14-

(2) عبد اللَّه بن جعفر گوید: با احمد بن اسحاق نزد عمری- رضی اللَّه عنه- بودم و به او گفتم: من برای اطمینان قلبم از تو پرسشی دارم، همچنان که خدای تعالی در داستان ابراهیم فرمود: أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی. آیا صاحب مرا دیدی؟ فرمود: آری و برای او گردنی است مثل این- و با هر دو دست به گردنش اشاره کرد- گوید: گفتم: اسم او چیست؟ گفت: از جستجوی آن بپرهیز که این قوم می‌پندارند این نسل منقطع شده است.

15-

(3) محمّد بن صالح گوید: پس از درگذشت امام حسن علیه السّلام هنگامی که جعفر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه