ترجمه کمال الدین جلد2 صفحه 177

صفحه 177

ص:179

کدام عراق؟ گفتم: از اهواز، (1) گفت: مرحبا به دیدار تو، آیا در آنجا جعفر بن حمدان حصینی را می‌شناسی؟ گفتم: داعی حقّ را لبّیک گفته است، گفت: رحمة اللَّه علیه چه شبهای بلندی در عبادت گذرانید و چقدر پاداش او بزرگ است! آیا ابراهیم بن مهزیار را می‌شناسی؟ گفتم من خود علیّ بن مهزیارم! مرا به گرمی در آغوش گرفت، سپس گفت: مرحبا به تو ای ابا اسحاق! با آن علامتی که بین تو و ابو محمّد علیه السّلام بود چه کردی؟ گفتم: گویا مقصود شما آن انگشتری است که خدای تعالی آن را از ناحیه طیّب آل محمّد، حسن بن علیّ علیهما السّلام به من ارزانی فرمود؟

گفت: آری مقصودم جز آن نبود، آنگاه انگشتری را بیرون آوردم و چون در آن نگریست گریست و آن را بوسید، سپس نقش آن را خواند که «یا اللَّه یا محمّد یا علیّ» بود، و بعد از آن گفت: پدرم فدای آن دستی باد که تو ای انگشتری در آن می‌گشتی؟

و بعد از آن سخنان دیگری گفتیم تا آنکه فرمود: ای ابا اسحاق! مقصد مهمّ تو پس از حجّ چه بود؟ گفتم: سوگند به پدرتان که مقصدی ندارم جز آنکه از مکنون آن از شما استعلام خواهم کرد. فرمود: از هر چه می‌خواهی بپرس که من ان شاء اللَّه برایت شرح خواهم داد، گفتم: از اخبار خاندان ابو محمّد امام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه