ترجمه کمال الدین جلد2 صفحه 206

صفحه 206

ص:208

داد، (1) چشم باز کردم و به ناگاه دیدم کافور خدمتکار ابو محمّد علیه السّلام است و می‌گوید: أحسن اللَّه بالخیر عزاکم خدا در این مصیبت به شما جزای خیر دهد و مصیبت شما را به نیکی جبران کند ما از غسل و تکفین دوست شما فارغ شدیم، برخیزید و او را دفن کنید که او نزد آقای شما از همه گرامی‌تر بود آنگاه از دیدگان ما نهان شد و ما با گریه و ناله بر بالین او حاضر شدیم و حقّ او را ادا کردیم و از کار دفن او فارغ شدیم. خدای او را رحمت کناد.

22-

(2) ابو جعفر محمّد بن حسن بن علیّ بن ابراهیم بن مهزیار گوید: «1» از پدرم شنیدم که می‌گفت: از جدّم علیّ بن ابراهیم مهزیار شنیدم که می‌گفت: در بسترم خوابیده بودم و در خواب دیدم که گوینده‌ای به من می‌گوید: به حجّ برو که صاحب الزّمان را خواهی دید. علیّ بن ابراهیم گوید: من خوشحال و خندان از خواب بیدار شدم و در نماز بودم تا آنکه سپیده صبح دمید و از نماز فارغ شدم و از


______________________________

(1) فی بعض النّسخ «محمّد بن علی قال سمعت أبی یقول: سمعت جدّی علیّ بن مهزیار» و هو کما تری مضطرب لأنّ علیّ بن ابراهیم أبوه دون جدّه و من اراد الاطلاع علی کیفیة السند و ما فی المتن فلیراجع طبعتنا الاولی لهذا الکتاب صفحة 465 و 466.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه