ترجمه کمال الدین جلد2 صفحه 331

صفحه 331

ص:333

آنچه با خود داری بیاور، (1) گوید: آن سنگریزه را بدو دادم و بر آن نقشی زد همچنان که امیر المؤمنین علیه السّلام بر آن نقش زده بود، گوید: به نزد حسین علیه السّلام آمدم در حالی که او در مسجد النّبیّ صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم نشسته بود. مرا به نزدیک خود فراخواند و مرحبا گفت و فرمود: در امامت چنان که خواهی دلیلی هست، آیا دلیل امامت را می‌خواهی؟ گفتم: آری ای آقای من! فرمود: آنچه همراه داری بده، و آن سنگریزه را به حسین علیه السّلام دادم و او بر آن نقشی زد. حبابه گوید: سپس به نزد علیّ بن الحسین علیهما السّلام آمدم در حالی که پیر و ناتوان بودم و در آن روز یک صد و سیزده سال داشتم، او را مشغول عبادت دیدم که راکع و ساجد بود و از مشاهده آن نشانه ناامید بودم. با انگشت سبّابه خود به من اشاره فرمود و جوان شدم، گوید: گفتم: ای آقای من! از عمر دنیا چقدر گذشته است و چقدر باقی است؟

فرمود: آنچه گذشته است آری ولی آنچه باقی است نه، گوید سپس فرمود: آنچه همراه داری بده، و آن سنگریزه را دادم و بر آن نقشی زد، سپس به نزد امام باقر علیه السّلام درآمدم و بر آن نقشی زد، بعد از آن به نزد امام صادق علیه السّلام درآمدم و بر آن نقشی زد، بعد از آن به نزد امام کاظم علیه السّلام درآمدم و بر آن نقشی زد و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه