دلایل عقلی و نقلی امامت و مهدویت صفحه 127

صفحه 127

ندارد؛ منتقم، همان رحمان، و مضلّ، همان هادی است.(1) لذا هیچ قیدی برای او متصور نمی شود و کاملاً مطلق است.

با توجه به این خصوصیات، از این مقام، به مقام بی مقامی تعبیر می کنند؛ چراکه اطلاق، مقسم دارد؛ نه قِسم.(2)

باید دانست که شناخت تفصیلی این مقام، برای احدی ممکن نیست: «و اما الذات الالهیّه فحار فیها جمیع الانبیاء و الاولیاء کما قال صلی الله علیه و آله و سلم "ما عرفناک حق معرفتک" و قال علی علیه السلام "لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفتن"».(3)

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

این ق__در هست ک_ه بانگ ج__رسی می آید(4)

البته اصل وجود و تحقق حق تعالی، بسیار واضح است؛ ولی کنه و حقیقت آن ذات، پنهان است.(5)

حق سبحانه در مقام ذات، وجود بحت بسیط و بی تعین است؛ لذا صفات کمال (وحدت، تشخص، وجوب، علم، قدرت و…) زاید بر ذات او نیستند؛ بلکه به نحو اندماجی (اندراج و استجنان) در او موجود می باشند.این صفات، در مقام تجلی، به صورت افرازی و ابرازی در می آیند؛ یعنی در موطنی، رحمتِ خود را نشان می دهند و رحمان می شوند، و در موطنی دیگر، غضب خود را متجلی می کنند و منتقم می گردند.


1- قونوی، رساله النصوص، ص 10.
2- قونوی، اعجاز البیان، ص 30.
3- قیصری، شرح فصوص الحکم، ص 346.
4- حافظ شیرازی.
5- قیصری، شرح فصوص الحکم، ص 14.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه