دلایل عقلی و نقلی امامت و مهدویت صفحه 202

صفحه 202

دستور خداوند عمل کرده و به او مراجعه کنند.

جان استدلال گذشته، در کلام فخر الدین رازی نیز موجود است. وی با همین شیوه، عصمت و نزاهت ولیّ امر را نتیجه گرفته است؛ هرچند در اثر یک خطا، مصداق ولیّ امر را «اجماع» معرفی کرده و با استدلالی غیر علمی، «نشناختن» و «نیافتن» را دلیل بر «نبودن» گرفته است. وی مدعی است که اگر مراد از اولی الامر، امامان معصومِ مورد نظرِ شیعه باشند، دستور مراجعه به ایشان، تکلیف به ما لایطاق خواهد بود؛ چون مردمان، آنان را نمی شناسند.(1)

پاسخ فخر رازی بسیار ساده است:

اولاً، چنین امامانی کاملاً معرفی شده اند.

ثانیاً، عصمت و مصونیت از خدا، یک صفت واقعی و نفسانی است و یک موصوف واقعیِ مشخص می خواهد؛ در حالی که اهل اجماع یا اهل حل و عقد، یک مجموعه اعتباری هستند و محال است که امر و صفت واقعی، قائم به امر و موصوف اعتباری باشد.(2)

ثالثاً، اگر مراد از اولی الامر، عموم اهل حل و عقد باشند، وحدت مطیع و مطاع، لازم می آید و این معقول نیست که به کسی، دستور پیروی از خودش را بدهند.

رابعاً، در تاریخ اسلام موردی پیدا نمی شود که همه اهل حل و عقد، بر یک نظر، متفق باشند و اجماعی به معنای واقعی، تشکیل شده باشد.

خامساً، روایات فراوانی از طریق شیعه و حتی اهل سنت وارد شده است که مصداق اولی الامر را امامان اهل بیت علیهم السلام معرفی می کنند. حاکم حسکانی از


1- فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 4، ص 113، ذیل آیۀ مذکور.
2- کاردان، امامت و عصمت امامان در قرآن، آیۀ اولی الامر، ص 18.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه