امامت صفحه 18

صفحه 18

1- 60) نهج البلاغه، حکمت 176.

2- 61) سوره طه، آیه 25.

2- به مالک اشتر چنین دستور می دهد که باید برای دورترین نقاط کشور، همان مقدار سهم باشد که برای نزدیک ترین آنها به مرکز حکومت است. «فان للاقصی منهم مثل الذی للادنی»(1)

3- درباره قصاص قاتل خود ابن ملجم فرمود: بعد از شهادتم جز او مزاحم دیگری نشوند و کس دیگری را نکشند.«لا یقتلنّ بی الاّ قاتلی»(2) حتی فرمود همان گونه که او یک ضربت به من زده شما هم یک ضربت به او بزنید و دقت کنید که از مرز عدالت تجاوز نکنید.

4- در ماجرای حدّی که به دست قنبر انجام شد، چون او سه شلاق بیشتر زد، امام علیه السلام با رعایت عدالت همان سه شلاق را به قنبر پس زد.(3)

5 - امام علیه السلام فرمودند: به خدا سوگند اگر اقلیم های هفتگانه را به من بدهند تا به مورچه ای ظلم کنم و پوست جوی را از دهان او بگیرم این کار را نخواهم کرد.(4)

6- به امام اطلاع دادند که زینت یک زن غیر مسلمان به ظلم از او گرفته شده و در جامعه اسلامی امنیّت او سلب شده است، آن حضرت به قدری ناراحت شدند که فرمودند: اگر مسلمان از این غصّه حادثه بمیرد جا دارد.(5)

19- دوری از هوی و هوس

اصول عقائد اسلامی (امامت) » دوری از هوی و هوس

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «هیهات ان یغلبنی هوای»(68) چه دور است که هوسهای من بر من غالب شود و مرا از مسیر حق وعدالت دور کند.

امام صادق از حضرت علی علیه السلام نقل می کند که شرایط امامت چند چیز است، از جمله اینکه «لا یلهو بشی ء من امر الدنیا»(69) مسائل مادی و دنیوی او را سرگرم و مشغول نکند.

1- 63) نهج البلاغه، نامه 53.

2- 64) نهج البلاغه، نامه 47.

3- 65) وسائل الشیعه، ج 29، ص 128.

4- 66) نهج البلاغه، خطبه 224.

5- 67) نهج البلاغه، خطبه 27.

در حدیث دیگر می خوانیم: امام نباید ترسو باشد.(1) بلکه باید مسئله مرگ و شهادت برای او حل شده باشد.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: به خدا خدا سوگند! به مرگ آن چنان علاقه ای دارم که طفل به پستان مادر ندارد.(2)

20- فضلیت و سابقه نیک

اصول عقائد اسلامی (امامت) » فضلیت و سابقه نیک

حضرت علی علیه السلام در نامه ای به معاویه می نویسد:

«متی کنتم یا معاویهُ ساسهَ الرّعیه و وُلاهَ امرِ الاُمّه بغیر قَدم سابق و لا شَرَف باسِق»(74) ای معاویه! شما را به سیاست و زمامداری مردم چکار؟ تو که نه دارای سابقه خوبی هستی و نه شرف و فضیلت بلندی داری.

آری امام نباید کوچک ترین سابقه سوئی داشته باشد.

1- 72) بحارالانوار، ج 25، ص 172.

2- 73) نهج البلاغه، خطبه 5.

یکی از صفات امام، زهد و بی علاقگی به دنیاست.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «واللّه ما کانت لی فی الخلافه رغبه»(77) به خدا سوگند! من میل و رغبتی به خلافت ندارم.

و درباره لباس وصله دار خود می فرماید:

«واللّه لقد رَقَّعتُ مدرعتی هذه حتی استَحیَیتُ من راقعها»(78)

به خدا سوگند! آن قدر این لباس را وصله زده ام که دیگر از وصله زننده آن خجالت می کشم که به او مراجعه کنم.

در جای دیگر می فرماید:

«انّ اللّه فَرَض علی ائمه العدل ان یُقدّروا انفسهم بِضعَفَهِ الناس»(1)

21- حق گرایی و حق مداری

همانا خدا واجب کرده که امامان بر حق و عادل، زندگی خود را ساده بگیرند تا همگام با محرومان جامعه بوده و بدینوسیله تسکین و دلگرمی برای فقرا باشند.

اصول عقائد اسلامی (امامت) » حق گرایی و حق مداری

حضرت علی علیه السلام می فرماید: از هنگامی که حق به من معرفی شد تاکنون شک و تردیدی برای من پیدا نشده است. «ما شَککتُ فی الحق مذ اُریتُه»(80)

و می فرماید: تاکنون نه خود گمراه شده ام و نه کسی به واسطه من گمراه شده است.«و لا ضَللتُ و لا ضُلَّ بی»(81)

1- 79) نهج البلاغه، خطبه 205.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مَن نَصب نفسه للناس اماماً فلیبدء بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه»(83)

کسی که خود را امام مردم قرار می دهد باید از خود شروع کند و روش تربیتی او عملی باشد قبل از آنکه از طریق زبان تربیت کند.

اصول عقائد اسلامی (امامت) » بی تکلّفی

خداوند به حضرت رسول صلی الله علیه وآله می فرماید: به مردم بگو: «و ما أنا من المتکلّفین»(84) من اهل تکلّف و مشقّت نیستم و تصنّع در کارم نیست.

نشانه تکلّف آن است که انسان حاضر نیست دعوت افراد گمنام را بپذیرد یا از کار خلاف خود عذرخواهی کند یا چیزی را که نمی داند با شهامت بگوید نمی دانم یا جایی که لازم است مشورت  کند.

کسی که اهل تکلّف است نسبت به کوچک ترها ظالم و نسبت به بزرگ ترها شخصیّت زده است. امّا امام بی تکلّف ترین و متواضع ترین افراد است.

هنگامی که مردم برای استقبال از حضرت علی علیه السلام به دنبال او می دویدند، حضرت آنان را منع کرد. همان گونه که پیامبر اجازه نمی داد مردم پیاده راه بروند در حالی که آن حضرت سواره هستند.

امام نیز بتواند مردم را زیر پوشش محبت خود به اسلام جذب کند.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «بعثتُ بمداراه الناس»(1) من مبعوث شدم که با مردم مدارا کنم.

همچنین فرمود: «انّ اللّه امرنی بمداراه الناس کما امرنی باقامه الفرائض»(2) خداوند به من امر کرده که با مردم مدارا کنم، همان گونه که امر نموده واجبات و نمازهای واجب را انجام دهم.

و در جای دیگر فرمودند:

«انّا معاشر الانبیاء اُمرنا ان نکلّم الناس علی قدر عقولهم»(3)

22- آگاهی از تاریخ گذشتگان ما پیامبران مأموریّت داریم طبق عقل و فهم مردم با آنان سخن بگوئیم.

اصول عقائد اسلامی (امامت) » آگاهی از تاریخ گذشتگان

حضرت علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام چنین می فرماید: فرزندم! گرچه من عمر پیشینیان را نکرده ام ولی در زندگی و روش و اعمال آنان فکر کرده و در اخبار و تاریخ و آثار آنان سیر کرده و چنان آگاهی دارم که گویا همچون یکی از آنان شده ام.(89)

1- 86) نهج الفصاحه، حدیث 1093.

2- 87) نهج الفصاحه، حدیث 677.

3- 88) کافی، ج 1، ص 23.

از بنی اسرائیل افرادی را برای هدایت مردم برگزیدیم که اهل صبر و پشتکار بودند و آیات خدا را باور و یقین داشتند.

یقین، سرچشمه عصمت و پشتوانه تمام کمالات معنوی است.

اصول عقائد اسلامی (امامت) » اخلاص و دوری از مادیّات

حضرت علی علیه السلام در نامه به فرماندار آذربایجان می نویسد:

«انّ عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک امانه»(92)

همانا مقام تو برای تو یک امانت و مسئولیّت است، نه وسیله کسب و کار و ارتزاق و رفاه.

قرآن یکی از امتیازات انبیا را بی توقّعی آنان دانسته که پاداش زحمات خود را تنها از خدا می خواستند و هیچ انتظار مادّی از مردم نداشتند، چنانکه در سوره شعراء(93) از قول حضرت نوح، هود، صالح، شعیب و لوطعلیهم السلام نقل می کند که گفتند: «أن اجری الاّ علی ربّ العالمین» ما جز پروردگار خود از دیگران اجر و پاداشی نمی خواهیم.

23- دوری از امتیازطلبی

اصول عقائد اسلامی (امامت) » دوری از امتیازطلبی

امام در حقوق اجتماعی خود را با دیگران برابر و یکسان می داند و امتیاز خاصی را برای خود قائل نیست. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«انّما أنا رجل منکم لی ما لکم و علیّ ما علیکم»(96)

من یک نفر همانند شما و از خودتان هستم، هرچه برای شماست، برای من هم هست و هر چه بر عهده شماست، بر عهده من هم هست. یعنی همه از حقوق مساوی برخورداریم.

اصول عقائد اسلامی (امامت) » حفظ منافع اسلام نه منافع خود

با آنکه حضرت علی علیه السلام را از حق مسلم خود محروم کردند و او را از رهبری کنار زدند، امّا آن حضرت صبر کرده و می فرمود: اگر کار مسلمانان به خوبی حل شود من حرفی ندارم و ظلم بر خودم را تحمّل می کنم.(97) به خدا سوگند اگر به خاطر تفرقه نبود غیر از این روش، راه دیگری را انتخاب می کردم و با قیام مسلحانه حقم را می گرفتم.(98)

ابن عباس به حضرت علی علیه السلام فرمود: در شورای شش نفری عثمان شرکت نکنید، زیرا برنامه چنین طراحی شده که شما را حذف کنند. امام فرمود: چون دعوت شده ام می روم زیرا من از خلاف و تخلف بیزارم و میل ندارم جلسه به خاطر من منحل شود.

علاوه بر آنکه این توجّه به رأی اکثریّت، تنها در مسائل اجتماعی است و در مسائل اعتقادی، رأی اکثریّت هیچ ارزشی ندارد و گرنه باید پیامبران دست از دعوت خود برداشته و تابع رأی اکثریّت که کافر یا مشرک بودند می شدند. چنانکه در سوره انعام می خوانیم:

«و اِن تُطع اکثر مَن فی الارض یضلّوک عن سبیل اللّه اِن یتّبعون الاّ الظنّ و اِن هم الاّ یخرصون»(1)

24- تجربه های تلخ

اصول عقائد اسلامی (امامت) » تجربه های تلخ

بارها در انتخابات، افرادی با رأی اکثریّت انتخاب شده اند ولی دیر یا زود اشتباه مردم در انتخاب روشن شده است. افرادی چنان با ریا و تظاهر و سیاست گام بر می داشتند که احتمال خلاف در آنان نمی دادیم و علاوه بر رأی دادن حاضر بودیم جان خود را نیز فدا کنیم، ولی در حوادث مختلف که زمینه ساز روشن شدن حقایق و اسرار است، چهره واقعی آنان نمایان شد ودر مقابل مال و مقام روحیاتشان تغییر پیدا کرد.

راستی که انسان محدود با نداشتن علم غیب و اطلاع از آینده و باطن افراد چگونه می تواند نظر صد در صد صحیحی درباره شخصی داشته باشد؟!

مگر انگیزه ها و حالات و عملکرد انسان ها با توجّه به شرایط و موقعیّت های مختلف تغییر نمی کند؟ چه بسا افرادی که امروز مؤمن و متعهد هستند امّا فردا دست از ایمان و تعهد بر می دارند.

افراد بسیار زیادی را سراغ داریم که مایه امید بودند، عامل یأس و ناامیدی شدند و کسانی که احتمال خیری درباره آنان نبود، دگرگون شده و مایه صدها خیر و برکت گشتند. مگر ساحران مزدور فرعون برای آبروریزی موسی علیه السلام پا به صحنه نگذاشتند که ناگاه با بیداری وجدان و فطرت خفته آنان، از بهترین طرفداران موسی شدند و مگر بلعم باعورا مردی دانشمندی نبود که به خاطر دنیاگرایی و گرایش به طاغوت، همه

کمالات خود از دست داد. ای پیامبر! اگر از اکثر کسانی که روی زمین هستند اطاعت کنی تو را از راه خدا گمراه می کنند، زیرا آنها تنها از گمان و حدس پیروی می کنند.

بنابراین در مسئله بسیار حساس و اساسی امامت، که امری اعتقادی است، رأی و انتخاب مردم نقشی ندارد و تعیین آن به عهده خداوند است. البتّه بیعتِ مردم با امام، زمینه را برای اِعمال حاکمیتِ امام فراهم می کند، نه آنکه امام با رأی مردم امام می شود و با اِعراض مردم از امامت ساقط می شود.

حضرت علی علیه السلام در مدّت 25 سال خانه نشینی نیز امام بود، امّا امکانِ اعمال حاکمینژت نداشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه