- تقدیم به پدرم 1
- اشاره 3
- 1. جدی گرفتن شبهات طرح شده در مورد ائمه علیهم السلام به ویژه امیرالمؤمنین و امام مهدی علیهما السلام 6
- اشاره 6
- 2. عدم محدودیت پیشینه و تاریخچه این بحث به یک مقطع خاص 8
- 3. فراوانی منابع و متفاوت بودن نگاه ها 9
- اشاره 11
- اشاره 12
- معنای لغوی امامت 13
- معنای اصطلاحی امامت 15
- امامت در نگاه امامیه 15
- امامت در نگاه اهل سنت 19
- تحلیل و بررسی تعاریف ارائه شده از ناحیه فریقین 21
- الف. موارد اشتراکی در تعریف ها 21
- اشاره 21
- 1. اختلاف در چگونگی تعیین حاکم 22
- 2. تفاوت نگاه به صفات امام (علم و عصمت) 22
- ب. موارد اختلافی در تعریف ها 22
- 3. واسطه فیض بودن امام در اندیشه امامیه 23
- 4. وجوب کلامی امامت در تفکر شیعه امامیه و وجوب فقهی آن در نگاه اهل سنت 23
- ج. تعاریف علمای شیعه از امامت 24
- د. دیدگاه حکیم عبدالرزاق لاهیجی 25
- 1. معنای لغوی خلیفه 30
- معناشناسی خلافت 30
- اشاره 30
- 3. خلیفه در اصطلاح اسلامی 33
- 2. خلیفه در اصطلاح مسلمانان 33
- اشاره 37
- 1. حق حاکمیت و داوری 37
- 2. دوری از هر نوع ظلم و ستم 39
- اشاره 42
- ابعاد امامت از نگاه شیعه 42
- 1. ولایت ظاهری یا حاکمیت سیاسی 43
- 2. مرجعیت دینی و تفسیر معصومانه از آموزه های دینی 44
- 3 . هدایت درونی و ولایت باطنی 48
- اشاره 54
- الف. ولایت در نگاه مفسران 62
- معنای اصطلاحی ولایت 62
- اشاره 62
- ب. ولایت در نگاه فلسلفه اسلامی 64
- ج. ولایت در نگاه عرفای مسلمان 65
- د. ولایت در نگاه متکلمان اسلامی 68
- اشاره 71
- اشاره 71
- یک. ولایت تکوینی و ولایت تشریعی 71
- ولایت تکوینی 71
- اشاره 71
- انواع ولایت 71
- الف. تصرف یوسف علیه السلام در بینایی پدر 72
- ب. ولایت تکوینی حضرت موسی علیه السلام 73
- ولایت تکوینی امامان 76
- اشاره 76
- اوّلاً. ولایت تکوینی رهاورد قرب الهی 77
- ثانیاً. عدم اختصاص ولایت تکوینی به پیامبران در قرآن 78
- اشاره 79
- ولایت تشریعی 79
- احتمال نخست: تفویض تشریع احکام 80
- احتمال چهارم: مرجعیت پیامبر در معارف و احکام الهی 81
- احتمال دوم: زعامت سیاسی و اجتماعی 81
- احتمال سوم: ولایت در اموال عمومی 81
- دو. ولایت خدا، ولایت طاغوت 86
- اشاره 89
- سه. ولایت مطلقه و ولایت مقیده 89
- الف. دیدگاه محی الدین عربی 90
- ب. دیدگاه علامه سید حیدر آملی 92
- ج. عبدالرزاق کاشانی 93
- چهار. ولایت عطایی و ولایت کسبی، ولایت عام و خاص 94
- اشاره 96
- مبنای اول. تداوم فیض و استمرار وجود امام علیه السلام 97
- اشاره 97
- فیض در لغت 99
- فیض در اصطلاح 99
- برهان لزوم واسطه در فیض 101
- توصیف اولین فیض (ویژگی های نخستین صادر از منظر حکمیان) 104
- ائمه علیهم السلام وساطت در فیض 106
- اشاره 107
- تعبیرهای متون دینی از نخستین صادر (واسطه فیض) 107
- 1. المشیئه 108
- 2. النور 108
- مصداق نخستین صادر (واسطه در فیض) از نظر دانشمندان اهل فن 109
- اشاره 111
- مبنای دوم. تداوم هدفمندی و استمرار وجود امام علیه السلام 111
- مرحله اول: فلسفه خلقت از نظر قرآن 111
- مرحله دوم: نقش امام در فلسفه خلقت از نظر قرآن 116
- مبنای سوم. ملازم بودن حقیقت امام با تنصیص و استمرار 119
- اشاره 121
- جایگاه تنصیص در امامت 123
- معناشناسی نص 124
- اشاره 124
- 1. نصوص فعلی 126
- 2. نصوص قولی 127
- 1. دیدگاه معتزله 129
- تبیین راه های تشخیص امام 129
- رویکرد مذاهب و فرق مختلف کلامی 129
- الف. نص 131
- 2. دیدگاه اشاعره و اهل حدیث 131
- اشاره 131
- ب. انتخاب 133
- ج. قهر و غلبه 134
- 3. دیدگاه زیدیه 136
- 5. دیدگاه شیعه امامیه 145
- الف. امامت و رشد بینش سیاسی و اجتماعی 148
- اشاره 148
- شواهد عقلی و نقلی برانتصابی بودن امامت و خلافت 148
- ب. امامت و آینده مصالح سیاسی اسلام 153
- ج. امامت و دفاع از تهاجمات فکری 156
- د. امامت و تفسیر و تحلیل صحیح مسائل عقیدتی و عملی 158
- ه. امامت و جبران نیازهای قانونی بشر در بستر زمان 161
- و. برداشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یارانشان از مسئله جانشینی و خلافت 164
- تلقی و برداشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از امامت و خلافت 164
- آیات 184
- الف) انبیاء و معصومان 190
- ب) اشخاص 191
را به عهده بگیرد».(1)
ابن فارس می گوید: «خلافت از آن رو خلافت نامیده شده که شخص دوم پس از شخص اول می آید و در جای او می نشیند».(2)
ابن منظور نیز می گوید: «خَلَفَهُ یخْلُفُهُ» یعنی جانشینش شد... «خَلَفَ فلانٌ فلاناً» یعنی فلانی، جانشین فلان شد. «اِسْتَخْلَفَهُ» یعنی او را جاشنین خود قرار داد. «الخلیفه» کسی است که به جای شخصی پیش از خودش می نشیند. جمع خلیفه، خلائف است.(3)
زمخشری در کشاف در این زمینه می گوید:
خلیفه به کسی گویند که جانشین شخص غیر از خودش شود و در جای او قرار گیرد.(4)
راغب اصفهانی در مفردات الفاظ القرآن می گوید:
خلافت به معنای جانشینی از دیگری یا نیابت از دیگری و غیر است که یا غایب شده یا مرده و یا ناتون از انجام کار است و یا عظمت و مجد و علو او موجب انتخاب جانشین می شود؛ چنانکه پروردگار از اولیای خود خلیفه بر می گزیند. جمع خلیفه، خلائف و خلفاء است.(5)
اما در برخی از آیات قرآن کریم، الفاظ «خلائف» و «خلفاء» که جمع «خلیفه» می باشند به همین معنای لغوی استعمال شده است؛ برای مثال در سوره اعراف آمده است: «جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ»؛(6) شما را پس از قوم نوح، جانشینان ایشان قرار داد». یا در سوره مریم می فرماید: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یلْقَوْنَ غَیا»؛(7) پس بعد از آن ها فرزندانی جانشینشان شدند که نماز را ضایع و شهوات را پیروی
1- ابن اثیر، نهایه اللغه، ماده خلف.
2- ابن فارس، احمد، معجم مقایس اللغه، ص304.
3- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج15، ص107.
4- زمخشری، محمود، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج1، ص19.
5- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده خلف، ص294.
6- اعراف: 69.
7- مریم: 59.