امامت (1): سیری در مبانی و مسایل کلامی امامت عامه صفحه 41

صفحه 41

3. تعلیم اسمای الهی وحدتِ ملاک در امام و خلیفه

خداوند در قرآن می فرماید: {وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا}(1)

آنچه در بدو نظر مورد سئوال واقع می شود این است که علم الاسماء چیست؟ در اینجا نکات متعددی وجود دارد که تلاش می کنیم دیدگاه اکثر مفسران را بیان نمائیم. دو دیدگاه عمده وجود دارد:

الف. منظور از علم به اسماء، تعلیم کلمات و نام های بدون معنا و صرف لغت به آدم علیه السلام نبوده، چرا که این موضوع افتخاری محسوب نمی شده است، بلکه مقصود آموختن معانی این اسماء، مدلول و مسماهای آنها همراه با خصوصیات و آثار ویژه شان در کنار خود الفاظ آنها بوده است.(2)

ب. این علم از سنخ علم ما نبوده است، بلکه علمی حضوری، لدنی و بی واسطه از جانب خداوند نسبت به تمامی حقایقی بوده که در توان و طاقت کامل ترین مخلوق الهی یعنی انسان بوده است.(3)

آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم به نکته مهمی اشاره می کنند:

خداوند پس از تعلیم اسماء به آدم، به فرشتگان فرمود: {انبئونی باسماء هوالاء} یعنی اسامی اینها را به من خبر دهید. اما آنان در پاسخ، به ناآگاهی خویش اعتراف کردند و خداوند از همین ناآگاهی آنها، لیاقت نداشتن آنان را برای خلافت به آنها فهماند و فرمود: «آیا به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را می دانم. معلوم می شود غیب آسمان ها و زمین که آنها نمی دانستند همان «مالا تعلمون» است که آنها چنان علم غیبی نداشتند»(4) از طرفی «الف و لام» در اسماء و واژه «کلها» هر دو بر عمومیت اسماء دلالت می کنند، نتیجه آنکه تمام اسماء به آدم تعلیم داده شده است و همین آگاهی از همه اسماء ملاک در شایستگی برای خلافت بوده است.(5)


1- بقره : 31.
2- طباطبایی، المیزان، ج 1، ص 181.
3- همان.
4- جوادی آملی، تسنیم، ج 3، ص 205-206.
5- جوادی آملی، تفسیر در موضوعی قرآن کریم ( صورت و سیرت انسان در قرآن)، ج 14، ص 283.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه