امام و امامت در تکوین و تشریع صفحه 261

صفحه 261

1- بحار الأنوار، ج 74، ص 87.

2- إرشاد القلوب، ج 1، ص 103.

شوی که خداوند مرا در آن وارد کرده باشد هیچ سؤالی نکنی تا این که هوشیاری خاص آن عالم برایت ظاهر شود «قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَن شَیْءٍ حَتَّی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْرًا»(1) چون حضرت موسی علیه السلام با سؤال از حضرت خضر علیه السلام عملاً موسی بودن خود را ادامه می دادند در حالی که آمده اند در عالم خضر وارد شوند پس باید به افقی دیگر نظر کنند تا آن افق گشوده شود و کسی که هنوز بر ادعاهای خود نظر دارد و با آن نظرات اقدام می کند و شمشیر خود را به حرکت می آورد نمی تواند به افقی ماوراء آنچه می شناسد وارد شود مگر آن که از آن نوع شخصیت دست بردارد.

مولوی در رابطه با این که عده ای همواره کار زیاد می کنند و مردم را از کار اصلی خود باز می دارند داستان کُره اسبی را به میان می آورد که در حال آب خوردن بود تا تشنگی خود را رفع کند و صاحب اسب ها که با سوت زدن مانع آب خوردن آن کره اسب می شد و نتیجه می گیرد همواره از این کارافزاها بوده و هستند، تو کار خود را انجام بده. می گوید:

گفت

مادر، تا جهان بوده است از این

کار

افزایان، بُدند اندر زمین

هین

تو کار خویش کن ای ارجمند

زود،

کایشان ریشِ خود بَر می کَنند

وقتْ

تنگ و می رود آبِ فراخ

پیش

از آن کز هجر گردی شاخ شاخ

شهره

کهریزی ست پر، آبِ حیات

آب

کَش، تا بَر دَمَد از تو نبات

آبِ

خضر از جوی نطق اولیاء

می خوریم

ای تشنه غافل بیا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه