ترازوی حقیقت ترجمه میزان الحق جلد 2 صفحه 176

صفحه 176

1- ر.ک: نهج البلاغه، شرح عبده، ج 2، ص 85؛ مصباح البلاغه، مستدرک نهج البلاغه، ج 4، ص 175؛ الغارات، ثقفی، ج 1، ص 308 و ج 2، ص 570 و 767؛ المسترشد، ص 416؛ کتاب الاربعین، شیرازی، ص 172 و 186؛ بحار الانوار، ج 29، ص 605 و ج 33، ص 569؛ المراجعات، ص 390؛ النص و الاجتهاد، ص 444؛ نهج السعاده، ج 6، ص 327؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ج 4، ص 103 و ج 6، ص 96 و ج 9، ص 305؛ الامامه و السیاسه، تحقیق زینی، ج 1، ص 134 و تحقیق شیری، ج 1، ص 176.


2- . نهج البلاغه، شرح عبده، ج 1، ص 30.

کاری برای تان پیش آمد، به او مراجعه کنید و او را در کارهای تان داور قرار دهید».(1)

اگر او علی صلوات الله علیه را والی مدینه قرار داده بود، مردم در همۀ امور به او مراجعه می کردند [نه در پیش آمدها]. والی مدینه به طور معمول، امور روزمره را به عهده داشت و نخستین مطالبات مردم از او نیز همین بود. او باید با راه حل های مفید و صحیح، در برابر مشکلات می ایستاد و اگر کاری بر او سخت می شد، از امام علی صلوات الله علیه یا دیگران کمک می گرفت. پس دستور عمر به مردم در مورد امام علی صلوات الله علیه، منافاتی با سپردن ولایت مدینه به عثمان نداشت؛ همچنان که با مراجعه به تاریخ، معلوم می شود که امام علی صلوات الله علیه حلال مشکلات همه بود.

5. همان گونه که بلاذری و مسعودی ذکر کرده اند، امام علی علیه السلام درخواست عمر برای فرماندهی جنگ با ایرانیان را رد کرد.(2) همچنین عمر به ابوبکر توصیه نمود که برای فرماندهی جنگ با اشعث بن قیس، از علی صلوات الله علیه درخواستی نداشته باشد؛ زیرا برآورد او این بود که امام علی صلوات الله علیه درخواست او را رد خواهد کرد.(3)

6. عمر در مورد امام علی علیه السلام، به ابن عباس شکایت کرد و گفت:«شکایت پسر عمویت را نزد تو آورده ام. از او خواستم با من بیرون بیاید، اما او نپذیرفت».(4).


1- . الفتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 293 و چاپ دار الاضواء، ج 1، ص 225.
2- . مروج الذهب، ج 2، ص 309 و 310؛ فتوح البلدان، ص 313.
3- . الفتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 72 و چاپ دار الاضواء، ج 1، ص 57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه