ترازوی حقیقت ترجمه میزان الحق جلد 2 صفحه 214

صفحه 214

1- تاریخ مدینه دمشق، ج 44، ص 457؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 19، ص 48 و 49؛ کنز العمال، ج 12، ص 700.


2- . تاریخ مدینه دمشق، ج 44، ص 458؛ مختصر تاریخ دمشق، ج 19، ص 48 و 49. و ر.ک: شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ج 12، ص 5؛ تاریخ الامم و الملوک، ج 3، ص 285؛ الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 61؛ البدایه و النهایه، ج 7، ص 158.
3- . بهج الصباغه، چاپ امیر کبیر، تهران، ایران، سال 1418 ق، ج 9، ص 482.
4- . همان.

از بدیِ آن گذشت». و نیز: «طاعت خدا را به جا آورد». و «رخت بربست و آن ها را در راه های گوناگون رها کرد».

«آن ها» فقط می تواند به مردم اشاره داشته باشد. کسانی که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند، مشمول این سخن نمی شوند.(1).

برخی از این فقرات، قابل تطبیق به هر یک از مردم می باشد و نمی توان آن را به شخص خاصی منحصر کرد؛ مثل این عبارات: «طاعت خدا را به جا آورد»، «به خیر آن رسید و از شرش رها گردید»، «از دنیا رخت بربست و آن ها را در راه های گوناگون رها نمود». حتی جملۀ «سنت را به پا داشت» نیز قابل انطباق با همۀ آحاد مردم است. وقتی کسی در محدودۀ وجودی خود، پای بند به اقامۀ سنت باشد، سنت را به پا داشته است؛ مثل وقتی که می گوییم: فلانی نماز را به پا داشت.

معنای این که «فتنه را پشت سر گذاشت»، این است که گرفتار فتنه نشد. «کجی را راست نمود»، یعنی به اصلاح کجی ها اقدام کرد. «زخم را مداوا کرد»، نیز بر آحاد مردم صدق می کند. هر کس واجبات خود را انجام دهد، نسبت به محدودۀ وجودی خود، کجی را راست کرده و زخم را مداوا نموده است.

شگفت انگیز است که ابن ابی الحدید معتزلی، در تفسیر عبارت «به خیر آن رسید» نوشته است: «یعنی به خیر ولایت رسید». این بر خلاف ظاهر عبارت است. از ظاهر عبارت به دست می آید که مقصود، خیر دنیا و پشت سر گذاشتن شر دنیا باشد. اگر مقصود، خیر ولایت بود، با عبارت «بر شر آن پیشی گرفت» تناسبی نداشت؛ چون عمر از شر ولایت مصون نماند و اختلافات و تعدّی هایی


1- . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ج 12، ص 3 تا 5.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه