ترازوی حقیقت ترجمه میزان الحق جلد 2 صفحه 217

صفحه 217

تهمت به سید رضی و توهین به امیرالمؤمنین و چاپلوسی در برابر کسانی است باید با بیان حقایق، به آن ها نزدیک شد، نه با دست بردن در تاریخ.

البته این بحث ها وقتی به میان می آید که بپذیریم گویندۀ این سخنان، امام علی صلوات الله علیه بوده است؛ اما اگر دختر ابوحثمه آن را گفته باشد و او را نزد امام فرستاده باشند تا این سخنان را بازگو کند و موضع امام صلوات الله علیه را ارزیابی نمایند، دیگر اشکالی باقی نمی ماند؛ چرا که آن دختر، نظر دوست داران عمر را نقل می کند و هیچ ارتباطی با امام علی صلوات الله علیه ندارد.

سخن پایانی

در پایان باید به چند مورد اشاره کنیم:

الف: طبری این قضیه را از مغیره بن شعبه روایت می کند؛ در حالی که مغیره از دشمنان امام علی صلوات الله علیه بوده است. سخنانی که او از امام نقل می کند یا به او نسبت می دهد، از جعل و دستکاری در امان نیست.

ب: طبری می گوید: «علی صلوات الله علیه این کلام را از زبان دختر ابوحثمه نقل کرد و گفت: این سخنان را خود آن دختر نگفته است، بلکه به او یاد داده اند». این سخن، تقریباً همان چیزی است که ابن شبه می گوید. او می نویسد: «علی صلوات الله علیه این کلام را از قول زنی که بر عمر می گریست، نقل کرد و گفت: به خدا سوگند که این زن، سخن خود را درک نمی کند، بلکه به او دیکته کرده اند...»؛ یعنی به او یاد داده اند که چه بگوید و مردم نیز سخن او را تصدیق می کنند.

ج: بنا بر نقل ابن شبه، ممکن است منظور از جملۀ «عمر به خیرش رسید و شرش را رها کرد» یک مدح باشد؛ و ممکن است مقصود از آن، این باشد که عمر از دنیا بهره برد و از خوبی های آن خوشه چید و از افتادن در گرداب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه