اصول دین و وسیله النجاه صفحه 15

صفحه 15

اگر بگوید: پدرش او را آفریده.

گوییم: به همین دلیل پدرش نیز حادث است و قدیم نیست، و او ایجاد کننده و سازنده لازم دارد. و این کلام در مورد آبا و اجداد او صدق می نماید، پس باید منتهی شود به کسی که سازنده او و دیگران و تمام موجودات باشد و شبیه و نظیر موجودات نباشد و گرنه او نیز مخلوق و مصنوع خواهد بود.

و نیز گوییم: اگر پدرش او را آفریده، پس چرا خبر ندارد که در چه وقت او را آفریده

و کدام زمان نطفه او را منعقد کرده و آیا او را پسر آفریده یا دختر؟! و اگر پدرش او را آفریده، چرا کیفیت خلقت و صورت او را نمی داند؟! و اگر به اختیار او بوده هر طور می خواست او را می آفرید، و به صورتی که دوست داشت او را خلق می نمود، و مالک حیات و صحت

و سلامتی او می بود و می توانست فساد و مرض و مرگ را از او دور سازد.

مشهور است که: پادشاهی بود طبیعی مذهب، و وزیری داشت خداپرست. وزیر هر چه دلیل و برهان برای شاه می آورد او قبول نمی کرد. دست آخر وزیر تدبیری اندیشید و در بیابان خالی از آبادی عمارتی عالی ساخت. پس از پایان کار پادشاه را به عزم شکار از آن راه برد. وقتی که نظرشاه به آن عمارت عالی افتاد تعجب کرد. از وزیر سوال نمود: این بنا را که ساخته و در چه زمان احداث شده؟ وزیر در جواب گفت: خودش حادث شده! شاه از گفته او سخت برآشفت و گفت: چگونه می شود ساختمانی بدون سازنده پدید آید!

وزیر گفت: هرگاه این بنای کوچک بدون سازنده ممکن نباشد، چگونه می شود که آسمان و زمین و ماه و خورشید و ستارگان به خودی خود موجود شوند؟! پادشاه به خود آمد و اعتراف به وجود خدا نمود.(1)

حکایت دیگر: طبیب مسلمانی با زندیقی بر سر مباحثه آمدند. زندیق به او گفت: گردش امور بر طبیعت است. طبیب گفت: مرا دو چیز به راه راست راهنمایی کرد: اوّل بودن نیش و نوش، و مهربانی و غضب در زنبور عسل و می دانیم که طبیعت عمل متضاد نخواهد کرد.

دوم آن که: طبیعت هلیله، سرد و خشک است، اسهال


1- حق الیقین(شبر)، ص24.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه