عصمت امام از دیدگاه خرد صفحه 3

صفحه 3

پیامبران، باید در تمام دوران زندگی از همه گناهان و پلیدی ها، عمدا و سهوا، معصوم باشند؛ زیرا آنان، همانند پیامبران حافظان شرع الهی اند... [26] . شیعه اسماعیلیه نیز عصمت امام را لازم می دانند. آنان برای امام جایگاهی بس بلند قائلند که از جایگاه پیامبران هم بالاتر است، بدون شک لازمه چنین اعتقادی درباره امامت، معصوم بودن امام است. خواجه نصیرالدین طوسی دیدگاه اسماعیلیه درباره مقام امام را چنین باز گفته است: آنان امام را مظهر عالم امر می دانند، امام نفس کل و حاکم بر عالم باطن است و پیامبر مظهر نفس کل می باشد، و غیر امام، جز به واسطه امام، به معرفت کامل به خداوند نمی رسد؛ از این روی، آنان را تعلیمیه گویند. [27] . قاضی عضدالدین ایجی، امامیه و اسماعیلیه را به عنوان قائلان به لزوم عصمت امام بر شمرده است. [28] علامه حلّی نیز گفته است: امامیه و اسماعیلیه معتقدند: «امام باید معصوم باشد». [29] حمیدالدین کرمانی دلایل هفتگانه ای را بر لزوم عصمت امام اقامه کرده است. [30] . شیعه زیدیه عصمت را از شرایط امامت ندانسته اند، ولی به عصمت سه امام نخست یعنی امام علی بن ابی طالب، امام حسن مجتبی، و امام حسین سید الشهدا علیهم السلام اعتقاد دارند. گفته شده است این عقیده به فرقه جارودیه اختصاص دارد. [31] . دیگر مذاهب اسلامی معتزله، اشعریه، ماتریدیه و... عصمت را از شرایط امامت ندانسته اند. اگرچه برخی چون جمال الدین حنفی از عصمت به عنان ملاک برتری امام یاد کرده و گفته است: افضل این است که امام هاشمی و

معصوم باشد. [32] . دلایل علمای معتزله، اشعریه و ماتریدیه بر نفی لزوم عصمت برای امام را پس از بررسی دلایل امامیه بر لزوم عصمت امام بررسی و تحلیل خواهیم کرد. از این روی نقل کلمات آنان در این باره در این جا ضرورتی ندارد.

برهان امتناع تسلسل

اشاره

مهم ترین برهان عقلی بر لزوم عصمت امام، برهان امتناع تسلسل است. شکل منطقی این برهان در قالب قیاس استثنایی بدین صورت است: اگر امام معصوم نباشد، وجود امامان غیرمتناهی یا تسلسل در امامت لازم خواهد آمد. لازم، به حکم عقل محال و باطل است. پس ملزوم نیز محال و باطل خواهد بود؛ در نتیجه امام باید معصوم باشد. منتج بودن قیاس استثنایی مزبور به دو چیز بستگی دارد: یکی، درستی ملازمه، و دیگری، نادرستی لازم. نادرستی لازم تردیدناپذیر است؛ زیرا وجود امام در هر زمانی محدود است. به عبارت دیگر، فرض امامان غیرمتناهی در زمان محدود تناقض آلود است و امتناع تناقض از بنیادی ترین بدیهیات عقلی است. بنابراین، آن چه در این استدلال به تبیین و اثبات نیاز دارد، درستی ملازمه است؛ یعنی اثبات این که چرا در فرض معصوم نبودن امام، وجود امامان غیر متناهی لازم می آید. برای تبیین ملازمه باید علت نیازمندی جامعه دینی به امام، مورد توجه قرار گیرد که این مطلب در باب وجوب امامت و فلسفه آن بررسی شده است. برای علت و فلسفه وجوب امامت وجوه گوناگونی بیان شده است. یکی از این وجوه که متکلمان امامیه بسیار بدان پرداخته اند. این است که امام لطفی در حق مکلفان است. یعنی وجود امام در جامعه باعث می شود که مکلفان نسبت به انجام

تکالیف عقلی و شرعی خویش توجه بیش تری داشته باشند. در نتیجه به انجام طاعات رغبت کنند و از ارتکاب گناهان دوری گزینند. با این تحلیل روشن می شود که لطف بودن امام در حق افراد جامعه مبتنی بر دو مطلب است: الف _ مکلف بودن افراد؛ ب _ خطاپذیر یا معصوم نبودن آنان. در درستی این دو مطلب کم ترین تردیدی راه ندارد. بنابراین، ملاک نیازمندی افراد جامعه به امام، مکلف بودن و معصوم نبودن آنان است. در این که امام هم چون دیگر افرادی که دارای شرایط تکلیف اند مکلّف است، سخنی نیست. پس اگر او معصوم نباشد، ملاک نیازمندی به امام در او نیز موجود است و امام نیز به امام دیگری نیاز دارد. این سخن درباره امامِ امام و هر امام دیگری که معصوم نباشد، نیز جاری خواهد بود. در نتیجه اگر امام معصوم، نباشد، باید در یک زمان امامان نامتناهی وجود داشته باشد و چنان که گذشت، این امر محال است. این استدلال در بیش تر کتاب های متکلمان امامیه یافت می شود. سید مرتضی آن را استوارترین دلیل عقلی بر لزوم عصمت امام دانسته است: هذا الدلیل من آکد ما اعتمد علیه فی عصمه الامام من طریق العقول [33] خواجه نصیرالدین طوسی با عبارتی کوتاه به این استدلال اشاره کرده و گفته است: «وامتناع التسلسل یوجب عصمته [34] امتناع تسلسل موجب این است که امام معصوم باشد». ابولصلاح حلبی در «تقریب المعارف»، [35] سدید الدین حمصی در «المنقذ من التقلید» [36] ، ابن میثم بحرانی در «قواعد المرام» [37] ، علامه حلّی در

آثار کلامی خود مانند «کشف المراد»، [38] «نهج المسترشدین» [39] ، «الباب الحادی عشر» [40] ، فاضل مقداد در کتابهای کلامی خویش مانند: «اللوامع الإلهیه» [41] ، «ارشاد الطالبین» [42] ، و «النافع یوم الحشر» [43] برهان امتناع تسلسل را بر لزوم عصمت امام آورده اند. در این جا برای آگاهی خوانندگان گرامی متن عبارت علامه حلّی را در کتاب کشف المراد نقل می کنیم: ان الامام لو لم یکن معصوما لزم التسلسل، والتالی باطل، فالمقدم مثله، بیان الشرطیه ان المقتضی لوجوب نصب الامام هو تجویز الخطأ علی الرعیه، فلو کان هذا المقتضی ثابتا فی حق الإمام وجب أن یکون له امام آخر و یتسلسل أو ینتهی الی امام لایجوز علیه الخطأ، فیکون هو الإمام الأصلی. اگر امام معصوم نباشد، تسلسل لازم می آید. تالی باطل است، پس مقدم نیز باطل است. بیان شرطیه (ملازمه) این است که مقتضی وجوب نصب امام جایز الخطا بودن مکلفان است. هرگاه این مقتضی درباره امام هم ثابت باشد، باید او هم امام دیگری داشته باشد و این مطلب یا به صورت غیرمتناهی ادامه می یابد یا به امامی منتهی می شود که خطاپذیر نیست و او امام اصلی برای عموم مکلفان است.

بررسی اشکالات

اشاره

بر این استدلال اشکالاتی وارد شده است که لازم است آن ها را بررسی کنیم:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه