- دلایل عقلی و نقلی، تفسیر جبری عصمت را مردود می سازد 1
- اشاره 1
- حقیقت عصمت 1
- اشاره 2
- عصمت علمی 2
- عقاید و آرا 2
- بررسی اشکالات 3
- برهان امتناع تسلسل 3
- اشاره 3
- اشاره 3
- اشکال 01 4
- اشکال 02 4
- ارزیابی 4
- اشاره 4
- ارزیابی 5
- اشکال 03 5
- اشاره 5
- ارزیابی 5
- اشاره 5
- اشاره 6
- اشکال 04 6
- اشاره 6
- ارزیابی 6
- اشکال 05 6
- ارزیابی 7
- برهان حفظ شریعت 7
- ارزیابی 8
- اشاره 8
- پیامدهای معصوم نبودن امام 8
- اشاره 8
- اشکال 06 8
- پاورقی 9
- ارزیابی 9
اشاره
اگر امام به خاطر آن که عهده دار اداره جامعه اسلامی و مجری احکام و حدود الهی است باید معصوم باشد، حکام و والیان منصوب از سوی او نیز باید معصوم باشد؛ زیرا آنان نیز به نمایندگی از امام عهده دار امور مزبورند. ولی امامیه به چنین لازمی ملتزم نیستند و بطلان لازم دلیل بر نادرستی ملزوم است. امام الحرمین جوینی در این باره گفته است: کل ما یحاولون به اثبات عصمه الإمام یلزمهم عصمه ولاته و قضاته و جباته للأخرجه [51] . لازمه آن چه امامیه با آن عصمت امام را اثبات می کنند این است که عصمت والیان، قضات و گردآورندگان خراج از سوی او را هم اثبات کنند. پیش از وی ابوبکر باقلانی نیز به گونه ای این اشکال را یادآور شده است، وی گفته است: همان گونه که امیر سپاه، قاضی، گردآورنده خراج و صدقات از جانب امام لازم نیست معصوم باشند، معصوم بودن امام نیز لازم نیست؛ زیرا او در این گونه امور وظیفه ای بیش از آن چه نمایندگان او انجام می دهند، بر عهده ندارد». [52] . سیف الدین آمدی نیز این اشکال را درکتاب غایه المرام بیان کرده است. [53] قاضی عبدالجبار معتزلی نیز این اشکال را به گونه ای متفاوت با آن که در کلمات متکلمان اشعری آمده، مطرح کرده است. وی می گوید: امامیه، امیرانی را که امام تعیین می کند معصوم نمی دانند، بنابراین، با این که امیر با افراد تحت امارت خود
از نظر معصوم نبودن همانند است، ولی در اجرای حدود و احکام الهی از آنان ممتاز است، و هرگاه از امیر گناهی سر زند که مستحق اجرای حد باشد، توسط امام عزل می شود. امام نیز هر گاه چنین گناهی مرتکب گردد، توسط امت عزل خواهد شد. بنابراین، معصوم نبودن امام با این که او نسبت به اجرای احکام و حدود الهی بر دیگران ممتاز است، منافات ندارد. [54] .
ارزیابی
با دقت در سخنان متکلمان امامیه، روشن می شود که نکته اساسی در برهان امتناع تسلسل بر لزوم عصمت امام هیچ کدام از نکاتی که در عبارت های یاد شده آمده نیست؛ یعنی آنان از این نظر که امام، مجری احکام و حدود الهی یا عهده دار امور مربوط به نظام سیاسی جامعه اسلامی است، عصمت را برای امام واجب ندانسته اند تا گفته شود: والیان و امیرانی که امام بر می گزیند، نیز عهده دار چنین اموری هستند، پس باید آنان نیز معصوم باشند. نکته اساسی در استدلال آنان این است که خواه وجوب امامت را بر اساس قاعده لطف تبیین کنیم خواه بر اساس این که امامت مقدمه تحقق یافتن مقاصد شریعت در زمینه حفظ نظام اجتماعی امت اسلامی است، در هر حال، آن چه زمینه ساز این جنبه ها است، دو چیز می باشد: یکی این که افراد جامعه اسلامی مکلف به تکالیف الهی اند. دیگری این که آنان خطاپذیر و غیرمعصومند. نقش عدم عصمت، به ویژه در باره برپایی حدود اسلامی آشکار است. بنابراین، معصوم نبودن مکلفان _ دست کم _ یکی از اسباب نیازمندی افراد جامعه اسلامی به امام است. هرگاه امام معصوم نباشد این سبب
در او نیز موجود است و او هم به امام نیاز دارد که لازمه آن تسلسل محال است. بنابراین، اشکال متکلمان اشعری و معتزلی _ با تعبیرهای گوناگون آن _ بر برهان امتناع تسلسل بر عصمت امام از بی دقتی در رکن اساسی استدلال متکلمان امامیه سرچشمه می گیرد.
اشکال 03
اشاره
راه رهایی از تسلسل در باب امامت تنها معصوم بودن امام نیست؛ زیرا اگر اجماع امت را معصوم از خطا بدانیم، می توان گفت: اگرچه امام معصوم نیست، ولی چون امت معصوم است و بر گفتار و کردار امام نظارت دارد، خطاهای احتمالی امام را به وی گوشزد می کند و اگر اعتنا نکند، وی را از مقام امامت عزل می کند و فرد مناسب دیگری را به امامت بر می گزیند. [55] بر این اساس، امام برای هر یک از افراد امت لطف است و مجموع امت برای امام لطف می باشند و چون جهت مختلف است، دور لازم نخواهد آمد. [56] .