- دلایل عقلی و نقلی، تفسیر جبری عصمت را مردود می سازد 1
- اشاره 1
- حقیقت عصمت 1
- اشاره 2
- عصمت علمی 2
- عقاید و آرا 2
- بررسی اشکالات 3
- برهان امتناع تسلسل 3
- اشاره 3
- اشاره 3
- اشکال 01 4
- اشکال 02 4
- ارزیابی 4
- اشاره 4
- ارزیابی 5
- اشکال 03 5
- اشاره 5
- ارزیابی 5
- اشاره 5
- اشکال 04 6
- اشاره 6
- اشاره 6
- ارزیابی 6
- اشکال 05 6
- ارزیابی 7
- برهان حفظ شریعت 7
- ارزیابی 8
- اشاره 8
- پیامدهای معصوم نبودن امام 8
- اشاره 8
- اشکال 06 8
- پاورقی 9
- ارزیابی 9
. بر این اساس اگر امام، معصوم نباشد چه بسا در گفتار و رفتار خود مرتکب گناه و منکری شود، در این صورت، بر افراد امت واجب است که گفتار و کردار او را انکار و در آن باره با او مخالفت کنند. ولی این عمل با وجوب اطاعت از امام و تعظیم و تکریم او منافات دارد. ب: مقام و منزلت اواز افراد عادی امت هم پایین تر خواهد بود؛ زیرا زشتی جرم و گناه با توجه به مقام و جایگاه افراد متفاوت است. چه بسا گناه صغیره ای که اگر از امام سر زند، نسبت به مقام و جایگاه او ناپسندتراز گناه کبیره ای است که از یکی از افراد عادی امت سر زند. امیرمؤمنان علیه السلام درباره مسئولیت ویژه رهبران جامعه اسلامی فرموده است: خداوند بر پیشوایان عدالت را واجب کرده است که زندگی خود را از نظر اقتصادی و معیشتی با ضعیفان و فقیران اندازه گیری کند تا سختی فقر و تهی دستی آنان را از پای در نیاورد. [78] خداوند خطاب به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «لستنّ کأحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض». شما همانند دیگر زنان نیستید. اگر پروا پیشه اید عشوه گرانه سخن نگویید که بیمار دلان نسبت به شما طمع ورزند. حاصل آن که خطا و گناه، حتی اگر کوچک باشد، با مقام و منزلت ویژه امام که در آیین اسلام برای او نوشته شده است، سازگاری ندارد. ج: سر زدن خطا و گناه از امام بر وثاقت و اعتبار او آسیب می رساند و در نتیجه اطاعت و فرمانبری
کامل از او حاصل نخواهد شد و سرانجام هدف از امامت به گونه ای کامل تحقق نخواهد یافت. شیخ طوسی به دو پیامد گذشته اشاره کرده و گفته است: امام باید از آغاز تا پایان عمر، در گفتار و رفتار خود از خطا و اشتباه و فراموشی معصوم باشد؛ زیرا اگر گناهی از او سر زند، جایگاهش در دل ها سقوط می کند و اگر دچار اشتباه و فراموشی شود به گفته های او اعتماد نخواهد شد. در نتیجه فایده نصب او در جایگاه امامت باطل خواهد شد. [79] . عبارت زیر از محقق طوسی نیز بیانگر پیامدهای سه گانه معصوم نبودن امام است که پیش از این یادآور شدیم: ولوجوب الإنکار علیه لواقدم علی المعصیه فیضاد أمر الطاعه، ویفوت الغرض من نصبه ولانحطاط درجت عن اقل العوام، [80] . اگر از امام گناهی سر زند، باید عمل او را انکا کرد، انکار بر او با امر به اطاعت از وی تضاد دارد و هدف از نصب او از دست خواهد رفت و در فرض یاد شده مقام او از کم ترین افراد عادی جامعه پایین تر خواهد بود. [81] .
ارزیابی
از پیامدهای سه گانه یاد شده پیامد نخست قابل مناقشه است؛ زیرا اگر عصمت امام با دلیل دیگری اثبات نشده باشد می توان گفت وجوب اطاعت از او مشروط به غیرگناه است، چنان که وجوب اطاعت از فرماندهان سپاه _ که امام آنان را تعیین می کند _ بر افراد سپاه مشروط به دستورهایی است که معصیت خداوند در آن ها بنا شد. زیرا در معصیت خالق اطاعت از مخلوق لازم نیست. «لاطاعه لمخلوق فی معصیه
الخالق» تفتازانی در نقد این استدلال گفته است: «والجواب ان وجوب طاعته انما هو فیما لایخالف الشرع». [82] . اما، پیامدهای دوم و سوم بر فرض معصوم نبودن امام وارد و در خور اعتناست. البته، با دقت بیش تر روشن می شود که نکته اساسی در این استدلال پیامد سوم است؛ یعنی اگر امام، معصوم نباشد، خطاهای سهوی و عمدی او موجب می شود که وثاقت و اعتبار او نزد افراد کاهش یابد، در نتیجه به اغراض و اهداف امامت، چه در مسایل سیاسی و اجتماعی، و چه در امور تربیتی و اخلاقی، آسیب وارد می شود. البته، منظور این نیست که هدف های امامت به کلی از دست می رود، بلکه مقصود این است که اغراض و اهداف امامت به صورت کامل تحقق نمی یابد. چون امامت صرفا یک مقام و منصب عادی و بشری نیست، بلکه مقام و منصبی است دینی و امام خلیفه و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله به شمار می رود. [83] . تا آن جا که امکان دارد باید کامل ترین مصداق آن تحقق یابد. در این که امام باید دارای صفت عصمت باشد، هیچ گونه محذور عقلی یا شرعی به نظر نمی رسد، در این صورت محروم شدن جامعه اسلامی از پیشوای معصوم پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پذیرفته و عقلانی نمی نماید، مگر آن که این محرومیت ناشی از سوء اختیار و انتخاب مردم باشد، اما تا آن جا که مسئله امامت به خداوند و رسول اکرم صلی الله علیه و آله باز می گردد، نباید نقصانی بر آن وارد شود. بنابراین، مقتضای قواعد عقلی و شرعی این است که جانشین پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله و پیشوای جامعه اسلامی پس از او، همانند پیامبر از صفت عصمت برخوردار باشد تا مورد وثوق و اعتماد کامل امت قرار گیرد و قول و فعل او الگوی کامل زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان باشد.
پاورقی
[1] احمد بن فارس، معجم المقاییس فی اللغه، ص 779، دارالفکر، بیروت، 1418 ه الطبعه الثانیه.
[2] ابن منظور، لسان العرب، ج 10، ص 175، دار صادر، بیروت، 2000 م، الطبعه الاولی.
[3] هود، 43.
[4] العصم الاِمساک: قال: «لا عاصم الیوم من امر اللّه» ای لاشی ء یعصم منه. المفردات فی غریب القرآن، ص 337.