1- النحل /100.
همه اینها ناآشنا و مجهولند.
ادّعای این که مردم از ذوالیدین روایت نقل کرده اند، سخن بی دلیلی است و ما در اصول فقها و راویان، حدیثی از این مرد نشنیده و نامی از او ندیده ایم.
تازه اگر معروف هم باشد، مثل معاذبن جبل و عبداللّه بن مسعود و ابو هریره و امثال اینها، باز هم خبری که او تنها نقل کند، مورد عمل قرار نمی گیرد چرا که بیان کردیم: عمل به خبر واحد از درجه اعتبار ساقط است، با این که توضیح دادیم که این مرد، ناشناخته و مجهول الحال است. از این رو، این سخنی است که متناقض و بدون هیچ شبهه ای نزد عقلا باطل است.
شگفت انگیزتر این که خبر ذوالیدین این را در بر دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله سهو کرد و هیچ کس از بنی هاشم و مهاجران و انصار و آبرومندان صحابه و بزرگان قوم که با آن حضرت نماز می خواندند، آن را احساس نکردند و به آن توجّه ننمودند و او را آگاه نساختند، به جز ذوالیدین مجهول الهویه که هیچ کس او را نمی شناخت و شاید یکی از اعراب بیابانی بوده است. یا این که مأمومین آن را احساس کردند و آن حضرت را به این اشتباه آگاه نساختند! و من صلاح دین و دنیا را در هیچ کس نمی بینم که چنین مطلبی در باره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بگوید، مگر شخصی که مجهول الحال در میان مردم باشد.
پس از همه اینها، وقتی که ذوالیدین پیامبر صلی الله علیه و آله را از سهوش آگاه می سازد، آن حضرت برای تصدیقِ خبرِ او از عمر و ابوبکر سؤال می کند و به هیچ کس جز آن دو در این امر اطمینان نمی کند و جز به قول آنها دلش