ولایت از دیدگاه قرآن و حدیث جلد 2) صفحه 81

صفحه 81

ولايت (243)

جاثليق گفت: «به خدايي كه مسيح عليه‌السلام را فرستاد سوگند كه سخن تو راست است و احدي جز خداوند از راز من مطّلع نبوده، و تو از ما فِي الضَّمير من خبر داري». آن گاه به يكتايي خدا و رسالت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله گواهي داد و گفت: «شهادت مي‌دهم كه تو وصيّ رسول خدا و سزاوارترين مردم به جانشيني اوئي». همراهان او نيز همگي اسلام آوردند و گفتند پيش ابوبكر خواهيم رفت و ماجرا را به او مي‌گوييم و او را به حق دعوت مي‌كنيم. عمر كه در مجلس حضور داشت، به او گفت: «خدا را شكر، كه هم تو و هم ساير همراهانت به حق هدايت شديد. فقط بايد بداني كه علم نبوّت منحصر در خاندان نبوّت است، ولي حكومت بعد از او، به دست همان كساني است كه اوّل با او حرف زدي، زيرا امّت به رهبري او رضايت داده‌اند. تو نيز پيش علي عليه‌السلام برو، و او را اطاعت خليفه كن».

(244) ولايت

جــاثليــق گفــت: «من حـقّ را شنـاختم، و به يقين بر عقيده خود هستم» .(1)

امّا عمر اين را فراموش كرده است (به عمد و قصد از ياد برده است، وگرنه مي‌داند) كه از روز اوّل حركت، پيامبر به عنوان نشر توحيد و اسلام، جانشين و خليفه خود را مشخّص نمود، و بارها و بارها اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام را به صورت‌هاي مختلف، در مقاطع گوناگون معرفي مي‌فرمود. و در روز (يوم الغدير) غدير به امر حضرت حقّ (جلّ و علا) در پيش چشمان دوستان و دشمنان، به صورت واضح و آشكار معرّفي كرد و از دوستانِ مخلص تا دشمنانِ معاند و منافق، همگي بر اين امر حياتي صحّه گذاردند. و اين امّت نيستند كه بتوانند در امر

1- پرتوي از علم بيكران علي، ص 210 .

ولايت (245)

خداوند تعالي خدشه وارد كنند، در حالي كه امت هم نبودند، بلكه چندنفري با زور و عناد و دشمني و حركت منافقانه در محلي به نام سقيفه نشستند، و حقِّ مسلّم اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام را كه خداوند تعالي مشخصّ فرموده بود و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در حجة‌الوداع به مردم اعلان فرمودند، غصب كردند.

وقتي جاثليق و همراهانش اسلام آوردند، حق بر مردم آشكار گرديد. امّا عمر ممنوع كرد كه كسي جريان جاثليق و اسلام آوردن او و نيز محكوميت ابوبكر را در اختيار افكار عمومي بگذارند. عمر آن‌ها را تهديد كرد و گفت: اگر نمي‌ترسيدم كه مردم بگويند عمر مسلماني را بي‌جهت كشت، اين پيرمرد (جاثليق) و حتي همراهانش را مي‌كشتم. اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام رو به سلمان كرد و فرمود: سلمان! مي‌بيني كه خداوند، حجّت را چگونه آشكار مي‌سازد؟ حق بر اولياي خدا

(246) ولايت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه