خاطرات مدرسه صفحه 110

صفحه 110

می فرماید:

«و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و أشهدهم علی أنفسهم...». (1)

_ و به یاد آر روزی که پروردگارت، از پشت بنی آدم، ذریه آنها را بر گرفت و آنها را بر خود به شهادت واداشت که آیا من پروردگار شما نیستم؟

همه گفتند: آری! ما به خداوندی تو شهادت می دهیم. پس در روز قیامت نگوئید که ما از این حادثه بی خبر بودیم. بنابراین، وقتی آنها اقرار کردند که او خدا و پروردگارشان است و آنها همه بندگان اویند، آن اقرار را در برگه ای نوشت و در ای حجر افکند و همانا این سنگ در روز قیامت با دو چشم و دو لب و زبان برانگیخته می شود و به آن افرادی که به شهادت خود وفا کردند و در بندگیشان راستگو بودند، شهادت و گواهی می دهد و آنان را در می یابد. پس این سنگ، در نظر قرآن، امید خدا است.

عمر گفت: خداوند مراغ در سرزمینی نگذارد که تو در آن باشی.

و در برخی مصادر، عمر گفت:

خداوند مرا در میان قومی باقی نگذارد که تو در میان آنان نباشی.(2)


1- سوره اعراف _ آیه172.
2- مستدرک حاکم _ ج1 _ ص457.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه