خاطرات مدرسه صفحه 112

صفحه 112

نگذارد».(1)

مردی که دوستدار فتنه و متنفر از حق است

حذیفه بن یمان با عمربن خطاب روبرو شد.

عمر از او پرسید: ای فرزند یمان! چگونه صبح کردی؟

خذیقه گفت: به خدا صبح کردم در حالی که از حق بدم می آید و فتنه را دوست می دارم و به چیزی که ندیده ام گواهی می دهم و بدون وضو «صلاه» به جای می آورم و در زمین، چیزی دارم که خدا در آسمان ندارد!!.

عمر عصبانی شد ولی چون کارداشت او را رها کرد، امّا تصمیم بر اذیت حذیفه گرفت، چرا که این حرفها را زده است. همینطور که با عجله


1- سنن الکبری _ ج7 _ ص442. ریاض النظره _ ج2 _ ص194. تفسیر فخر رازی _ ج7 _ ص 484. مناقب خوارزمی _ ص57. درالمنثور سیوطی _ ج1 _ ص288/ کنزالعمال _ ج3 _ ص96. ذخائر العقبی _ ص82. کفایه الکنجی _ ص105. کنزالعمال _ ج3 _ ص96.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه