- سرآغاز 1
- اشاره 10
- ایمان ابوطالب 17
- آغاز جلسات رسمی 34
- تفسیر آیه ولایت 36
- اشاره 36
- اشاره 47
- شکست مهاجمین 47
- عقیده ما نسبت به خداوند 51
- عقیده اهل سنت نسبت به پیامبر 62
- اشاره 67
- نص پیامبر بر ولایت علی 67
- اشاره 86
- چرا علی از حق خود دفاع نکرد؟ 86
- مخالفت اصحاب با سقیفه 88
- لولا علی لهلک عمر 100
- در هیچ مشکلی بی تو نمانم 104
- پناه به خدا که من در جائی باشم و تو نباشی 109
- مردی که دوستدار فتنه و متنفر از حق است 112
- یا علی! بداد اسلام برس 116
- رابطه علم و ولایت امر 120
- اشاره 120
- اشاره 133
- در سقیفه چه گذشت؟ 133
- اشاره 155
- بررسی حدیث ثقلین 155
- اشاره 170
- اهل بیت چه کسانی اند؟ 170
- ائمه دوازده گانه در حدیث 191
- اشاره 191
- عدد خلفای پیامبر در صحیحین 205
- معاویه، مظهر تباهی ها و کژی ها 209
- علی، صدیق و فاروق امت 211
- اشاره 215
- ائمه معصومین در قرآن کریم 215
- حرمت چهار شهر 220
جست و حکم را از علی دریافت کرد.
یا علی! بداد اسلام برس
وقتی عمربن الخطاب به خلافت رسید، گروهی از احبار و علمای یهود نزد او آمدند و گفتند: یا عمر! تو چون ولیّ عمر مردم پس از محمد و صاحبش هستی، از تو سئوالهائی می کنیم، اگر پاسخمان را دادی می دانیم اسلام و محمد بر حق است و اگر ندادی می دانیم که اسلام بر باطل است و محمد پیامبر نیست!
عمر گفت: هر چه می خواهید بپرسید.
گفتند: به ما بگو قفلهای آسمان ها و کلیدهای آسمان ها چیست؟
به ما بگو آن چه قبری است که با صاحبش به راه افتاد؟
به ما بگو آن چه کسی است که قومش را انذار کرد، نه از جن بود و نه از انس؟
به ما بگو از پنج چیز که بر زمین راه رفتند و در هیچ رحمی آفریده نشدند؟
راوی گوید: عمر سر را به زیر افکند و گفت:
برای عمر عیب نیست اگر از او سؤال شود از مطلبی که از آن چیزی نمی داند که بگوید نمی دانم.
یهودیان برخاستند و گفتند: پس شهادت می دهیم که اسلام بر حق