خاطرات مدرسه صفحه 18

صفحه 18

مانند عقیده شما می شود و در روز قیامت در برابر خدا و رسولش سرافکنده خواهم بود.

من حاضرم در هر وقت و هر جا که باشد در هر زمینه ای از مسائل عقیدتی با شما بحث و گفتگو کنم ولی امروز اگر بچه ها اجازه دهند، دو بیت شعر از ابوطالب بخوانم که عقیده شان نسبت به او متزلزل نشود.

فوراً از گوشه و کنار کلاس، بچه ها به من حق دادند و گفتند:

استاد! حق با اوست، بگذارید از عقیده اش دفاع کند.

استاد ناچار ساکت شد و منتظر ماند.

من در حالی که ذهنم کاملاً به سوی حضرت ابوطالب روانه شده بود، از او و از خدایش استمداد کردم که در این نخستین جلسه عمومی و در حضور شاهدان زیاد، بتوانم تا اندازه ای حق سیّد و سرور مکه را ادا کنم و از این مظلوم تاریخ رسالت دفاع نمایم.

گفتم: استاد! دوستان! ابوطالب کسی نبود که در رسالت پیامبر اندک شک و تردیدی داشته باشد. .او در قصاید زیادی، پیامبر را ستوده و به نبوّت و رسالتش شهادت داده است. او پس از اینکه به قریش خبر داد که موریانه صحیفه تان را خورده است و تنها نام خدا است که در آن صحیفه باقی مانده و این امر را برادر زاده ام محمد به من خبر داده؛ اگر باور ندارید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه