خاطرات مدرسه صفحه 193

صفحه 193

_ ای مؤمنان، مواظب باشید اگر فاسقی خبری برای شما آورد (تحقیق نکرده اقدامی نکنید) که از روی نادانی قومی را آسیب برسانید.

مدیر محترم مدرسه! ظاهراً گزارشی که علیه من به جنابعالی داده شده، مقدار زیادی عاری از صحت باشد و شاید از روی غرض ورزی گفته شده.

در هر صورت من آماده ام که اگر واقعاً اشتباه و یا گناهی از من سرزده باشد، از خود دفاع کنم.

مدیر که از طرز سخن گفتنم، ظاهراً تحت تاثیر قرار گرفته بود با ملایمت رو به من کرده گفت:

ببین فرزندم! مدرسه جای عرضه مذاهب نیست. هر کس در اختیار هر مذهبی آزاد است ولی حق ندارد، به دیگران تحمیل کند. شنیده ام شما بحثهای اختلاف برانگیزی با برخی از معلمین شروع کرده اید و حتی در کلاس هم گویا همین بحث ها ادامه داشته و وقت کلاس را صرف مسائل تفرقه انگیز می کنید.

*: آقای مدیر! أوّلاً من کوچکتر از آنم که بخواهم مذهبی را بر دیگران _ خصوصاً معلمین که هم از نظر سنّی و هم از نظر علمی وئ تجارب زندگی از من بزرگتر هستندم _ تحمیل کنم، و اگر هم چنین قصدی داشته باشم، کسی آن را نمی پذیرد. مگر مذبهب هم تحمیلی است؟ ولی این اشکال به برخی از معلمین وارد است. من که شیعه ام، آیا لازم است که مذهب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه