اثبات ولایت صفحه 206

صفحه 206

چون وارد مدینه شدیم، من او را تنها گذاشتم و نااُمید از اینکه زنده بماند، خدمت امام صادق عَلَیْهِ السَّلام رسیدم. حضرت دو پارچه رنگین دربرداشت. سلام کردم و قضیّه را به عرض مبارک رساندم.

امام فرمود: «تو به این جهت افسرده ای»؟ عرض کردم: بلی. حضرت فرمود: «من دعا کردم و صحّت یافت. برگرد، او را نشسته خواهی یافت؛ در حالی که کنیزت شکر طبرزد (1)به او می دهد». فوراً برگشتم و صورت واقعه را، چنان که امام فرموده بود، مشاهده کردم. از او درباره حالش سؤال کردم. گفت: خداوند مرا عافیت داد. من به نقل ماجرای ملاقاتم مبادرت کردم و جریان بین خود و امام صادق عَلَیْهِ السَّلام را شرح دادم.

گفت: شما که رفتید، خودم را در آستانه مرگ دیدم. مردی که دو پارچه رنگین در برداشت تشریف آورد و از حال من سؤال فرمود. گفتم: من در آستانه مرگم و ملک الموت برای قبض روح من آمده است.

فرمود: ای ملک الموت! جواب داد: لبیّک، ای امام به حق ناطق! فرمود: آیا تو مأمور نیستی که مطیع و فرمان بردار من باشی؟ عرض کرد: بلی. پس فرمود: من تو را امر می کنم که قبض روح او را تا 20 سال به عقب اندازی. عرض کرد: اطاعت می کنم. پس آن آقا با ملک الموت بیرون رفتند. من صحّت یافتم.(2)


1- طبرزد شکری است که آن را می جوشانند و به اندازه یک دهم آن، شیر در آن مخلوط می کنند و باز می جوشانند تا خوب ببندد. در عرف، به شکر قرمز معروف است.
2- بحار: ج 47/115 (به نقل از کتاب خرائج راوندی). نظیر این روایت در إثبات الهداه نیز مذکور است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه