- پیشگفتار 1
- خطبه کتاب 3
- وجوب تمسّک به ثقلین (کتاب و عترت) 5
- نتیجه گیری از حدیث ثقلین 7
- راه اثبات موضوع دوم (ارجاع تمام امّت به عترت): 8
- راه اثبات موضوع اوّل (افضل و اشرف بودن عترت از تمام مردم): 8
- راه اثبات موضوع سوم (معصوم بودن عترت از خطا و لغزش): 10
- راه اثبات موضوع چهارم (اینکه تمام علم قرآن نزد عترت است): 11
- راه اثبات موضوع پنجم (اینکه عترت خلیفه خدا و رسول اند): 11
- راه اثبات موضوع هفتم (اینکه راه هدایت و سعادت منحصر است به تمسّک به عترت و قرآن نیز از عترت جدا نمی شود): 13
- راه اثبات موضوع ششم (آنکه امامت و خلافت بر حقّ الاهی به آن عترت پاکیزه منحصر است): 13
- راه اثبات موضوع هشتم (خالی نشدن زمین از عترت و قرآن، تا روز قیامت): 14
- معرّفی عترت در روایات 15
- مقصود از عترت 15
- مفاسد تفسیر قرآن بدون مراجعه به عترت 19
- وجوب مراجعه به عترت در تفسیر قرآن 24
- مثالهایی در این باب 33
- قرآن و علم غیب پیغمبر و امام عَلَیْها السَّلام 36
- لزوم پیروی کامل از قرآن و اهل بیت عَلَیْهِمُ السَّلام 45
- پیغمبر و امام و مأموریت حکم به ظاهر 50
- ولایت تکوینی و تشریعی 58
- بخش اوّل: اثبات ولایت تکوینی پیغمبر اکرم و ائمّه هدی عَلَیْهِمُ السَّلام 66
- فصل اوّل 66
- مقایسه مقام حضرت سلیمان با ائمّه طاهرین 78
- فصل دوم: وجود کتب و آثار تمامی انبیا نزد پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السلام) 89
- فصل سوم: علم پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) به تمامیِ علوم اعطا شده به خلایق 97
- فصل چهارم: ولایت و سلطنت پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) بر تمامی کاینات 100
- فصل پنجم: قدرت پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السلام) 120
- فصل ششم: نفوذ اراده حتمیِ پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السلام) در جسم و صورت انسان 122
- فصل هفتم: اطاعت حیوانات و تصاویر آنان از پیغمبر و امامان (علیهم السّلام) 144
- فصل هشتم: توانایی پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) بر زنده کردن مردگان 157
- فصل نهم: اطاعت درختان و گیاهان از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 166
- فصل دهم: اطاعت جمادات از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 182
- فصل یازدهم: فرمان برداری ابر و باد از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 193
- فصل دوازدهم: اطاعت آب از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 200
- فصل سیزدهم: اطاعت ملائکه از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 205
- فصل چهاردهم : اطاعت جنّیان و شیاطین از پیغمبر و ائمّه هدی (علیهم السّلام) 210
- بخش دوم: پاسخ به شبهات 212
- فصل اوّل: بررسی آیاتی که برای نفی ولایت تکوینی به آنها استدلال کرده اند 212
- فصل دوم: بررسی روایاتی که برای نفی ولایت تکوینی به آنها استدلال کرده اند 264
- معنای غلوّ 298
- تفویض و موارد آن 322
- فصل سوم: بررسی دلایل عقلی 334
- زمینه های انکار فضایل والای چهارده معصوم عَلَیْهِمُ السَّلام 381
- خاتمه: پاسخ به چند سؤال 384
مؤمنین است؟
گفت: بلی، صحیح و واضح است.
گفتم: شخصی، در کتاب دعایی که تألیف کرده، چنین نوشته است: «یکی از شرایط دعا توّسل به ائمّه هدی عَلَیْهِمُ السَّلام است و معنی توسّل این است که خدا را به حقّ آنان قسم دهد که حاجتش را برآورده نماید. البتّه، دعا کننده ملتفت باشد که از ائمّه چیزی نخواهد و حاجتی نطلبد؛ زیرا قاضی الحاجات خداست».
از کلام این نویسنده معلوم می شود که چون خدا قاضی الحاجات است، کس دیگر نباید قاضی الحاجات باشد.
نتیجه این طور استدلال این است که بگوید: چون خداوند عادل و عالم و قادر و مؤمن و سمیع و بصیر است، کس دیگر نباید عادل و عالم و قادر و مؤمن و سمیع و بصیر باشد!
بلی؛ خداوند، به قدرت و غنای ذات قدّوس خود، قاضی الحاجات است و مخلوق، به قدرت و غنایی که از جانب خدا به او افاضه شده، حاجت دیگران را برمی آورد.
باید از صاحب این کتاب دعا پرسید: اگر خداوند به شما تمکّن دهد و بتوانید چند نیاز مادّی یا معنوی یکی از برادران ایمانی تان را به درخواست وی برطرف کنید، آیا شما (به معنای نسبی کلمه) قاضی حاجات آن شخص نشده اید؟
آیا وقتی که شما نسبت به آن مؤمن «قاضی الحاجات» شدید، دیگر او نباید برود و خدمت آقای دیگری عرض حاجت کند؟! یعنی، چون شما قاضی الحاجات شدید، نباید کسی دیگر