- فضایل اهل البیت(علیهم السلام) از زبان معصومین(علیهم السلام) 8
- اهمیت ارتباط با آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) 10
- ائمه هدایت و ائمه ضلالت 14
- راه های ارتباط با محمّد و آل محمّد(علیهم الصلاه و السلام) 15
- شکر نعمت ولایت آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) 25
- ولایت محمّد و آل محمّد و نجات در دنیا و آخرت 29
- برکات دوستی با آل محمّد(علیهم السلام) 31
- محبّت اهل البیت(علیهم السلام) و ارفاق ملک الموت 34
- در قیامت هر جمعیتی را با امام و پیشوای آنان صدا می زنند 38
- زیارت قبور رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) 39
- ثواب زیارت امیرالمؤمنین(علیه السلام) 41
- ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) روز عاشورا 42
- ثواب زیارت امام حسین(علیه السلام) روز عرفه 42
- زیارت امام حسین(علیه السلام) روز اول رجب و اول شعبان و نصف آن ها 43
- زیارت امام حسین(علیه السلام) در کربلا شب اول و وسط و شب قدر و شب آخر ماه رمضان 44
- عنایات آل محمّد(علیهم السلام) به شیعیان و دوستان خود 45
- زیارت امام حسین(علیه السلام) روز عاشورا 45
- بشارت های رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) درباره شیعیان ودوستان امیرالمؤمنین(علیه السلام) 51
- انتظار فرج آل محمّد(صلوات الله علیهم اجمعین) 55
- دعا برای فرج آل محمّد(صلوات الله علیهم اجمعین) 59
- استغاثه به حضرت مهدی و ائمه دیگر(علیهم السلام) 60
- نگاه به چهره مبارک امیرالمؤمنین(علیه السلام) 65
- نجات ذریّه فاطمه(علیهاالسلام) و منسوبین او از آتش دوزخ 67
- مجالس ذکر آل محمّد(علیهم السلام) 70
- نشستن در مجالس ذکر خداوند 71
- ذکر فضائل و مصائب آل محمّد(صلوات الله علیهم اجمعین) 72
- مذاکره احادیث و احیای معارف اهل البیت(علیهم السلام) 74
- صله و احسان به آل محمّد(علیهم السلام) و شیعیان آنان 76
- اقامه مجالس عزا برای مصائب محمّد آل محمّد(علیهم السلام) 79
- گریه برای مظلومیت اهل البیت به ویژه سیدالشهداء و عزیزان و اهل البیت آن حضرت(علیهم السلام) 82
- خواندن شعر در مصائب امام حسین(علیه السلام) 84
- پاداش یاد امام حسین(علیه السلام) 85
- پاداش غم و اندوه در مصائب آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) 86
- اسباب دوری از محمّد وآل محمّد(علیهم السلام) 88
- راه های جدا شدن از آل محمّد(صلوات الله علیهم اجمعین) به طور تفصیل 90
- آزار به محمّد و آل محمّد(علیهم السلام) 102
- آزار به حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) 104
- ناله حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در قیامت 105
- ورود فاطمه(علیهاالسلام) به صحرای محشر 106
- آزار به اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) 112
- آزار به شیعیان محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه و آله و سلّم) 113
امیرالمؤمنین(علیه السلام) به او توجّه نمود - چرا که او نزد آن حضرت منزلتی داشت - تا این که به او فرمود: چگونه است حال تو ای حارث؟ حارث گفت: یا امیرالمؤمنین روزگار مرا در فشار و سختی و خشم قرار داده، و افزون بر آن اختلاف و خصومتی که بین اصحاب شما می بینم بر خشم من افزوده است چرا که آنان درباره شما و آن سه نفری که قبل از شما حاکم بوده اند، اختلاف و خصومت دارند، برخی درباره دشمنی با شما غلوّ و زیاده روی می کنند، و برخی معتدل هستند، و برخی در تردید و شک می باشند و نمی دانند کوتاه بیایند و یا حمله کنند؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: سخن بس کن ای برادر همدانی و آگاه باش که بهترین شیعیان من آن گروه متوسط هستند [که دور از غلوّ و تقصیری باشند] و غالی و تالی باید به آنان ملحق شوند. پس حارث عرضه داشت: یا امیرالمؤمنین پدر و مادرم فدای شما باد، ای کاش زنگار را از قلوب ما برطرف می نمودی و ما را در این امر بصیرت می بخشیدی؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: سخن کافیست بیش از این مگو، چرا که این امر [ یعنی امر خلافت] برای تو مشتبه شده است و بدان که دین خدا را نباید به وسیله موقعیّت رجال و شخصیت ها شناخت، بلکه دین خدا با نشانه های حق باید شناخته شود، بنابراین تو باید نخست حق را بشناسی تا اهل آن را بیابی. سپس فرمود: ای حارث حق نیکوترین سخن است و گوینده حق مجاهد است، و من حق را به تو خبر می دهم بشرط آن که گوش خود را در اختیار من قرار بدهی و سپس آنرا برای افراد عاقل و دانای از اصحاب خود بازگو کنی. تا این که فرمود:
ای حارث آگاه باش که من بنده خدا و برادر رسول او و صدّیق اوّل هستم و من او را تصدیق کردم زمانی که آدم بین روح و جسد بود [و هنوز لباس خلقت نپوشیده بود] و در این دنیا نیز صدّیق اوّل این امّت بودم [و قبل از دیگران نبوّت پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) را تصدیق کردم] از این رو «نحن الأوّلون و نحن الآخرون» هستیم، و ما ای حارث خواصّ این پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و خالص او هستیم، و من برادر شفیق و وصیّ و ولیّ و صاحب نجوا و سرّ او می باشم، و به من فهم کتاب و فصل الخطاب و علم قرون و اسباب داده شد، و هزار کلید به دست من سپرده شد و از هر کلیدی هزار باب از علم گشوده شد و از هر بابی هزار هزار عهد به دست من آمد، و به وسیله شب قدر من تأئیدو تقویت و برگزیده شدم و این فضیلت برای ذریّه [و امام بعد از من ] تا شب و روز باقی است و تا خداوند وارث زمین و اهل آن نشده است باقی خواهد بود. سپس فرمود: ای حارث من تو را بشارت می دهم که تو هنگام مرگ و عبور از صراط و نزد حوض کوثر و هنگام مقاسمه[یعنی هنگام تقسیم