راه نجات صفحه 37

صفحه 37

بهشت و دوزخ] مرا خواهی شناخت [و من از تو فریلدرسی خواهم نمود] حارث گفت: ای مولای من «مقاسمه» چیست؟ امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: مقصودم قسمت کردن دوزخ است و من به دوزخ می گویم: این ولی و دوست من است او را رها کن، و این دشمن من است او را بگیر. سپس امیرالمؤمنین(علیه السلام) دست حارث را گرفت و فرمود: همین گونه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) دست مرا گرفت و چون من به او از حسد قریش و منافقین شکوه نمودم فرمود: روز قیامت که می شود، من به حبل الله و عصمت او چنگ می زنم و پناهنده می شوم، و تو یا علی به دامن چنگ می زنی و ذریّه تو به دامن تو چنگ می زنند و شیعیان شما به دامن ذریّه من چنگ می زنند، سپس فرمود: یا علی تو فکر می کنی خداوند در آن وقت با پیامبر خود چه خواهد کرد؟ پیامبر او با وصیّ خود چه خواهد نمود؟

سپس فرمود: ای حارث این خلاصه ای از سخن طولانی است، آری ای حارث تو همنشین کسانی خواهی شد که آنان را دوست می داشته ای و نتیجه آنچه کرده ای را خواهی دید. و این دو جمله را سه مرتبه تکرار نمود. پس حارث در حالی که عبای او روی زمین می کشید برخاست و گفت: پس از این سخنان، مرا باکی نیست که من مرگ را ملاقات کنم و یا مرا ملاقات نماید.

جمیل بن صالح گوید: روایت فوق را ابوهاشم - معروف به سیّد حمیری - رحمه الله به شعر تبدیل نمود و گفت:

ق--ول علیٍ لح--ارثٍ عجبٌ

کم ثَمَّ أُعجوبهٌ له حَمَلا

یا حارِ همدان من یمت یرنی

من مؤمنٍ أو منافقٍ قُبُلا

یع-رف--نی ط-وف-ه و أع-رف-ه

بنعمه و اسمه و ما عملا

و أنت عند الصراط معترض(تعرفنی)

فلا تخف عثرهً و لا زَلَلا

أسقیک من ب--اردٍ علی ظم-أٍ

تخاله فی الحلاوه العَسَلا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه