- 1- پای عقل 1
- مقدّمه: 1
- در جست و جوی گمشدهها 1
- 2- وجدان بجای مذهب 2
- 3- راه شناسائی مردان خدا 3
- 5- وظائف سنگین و شرائط سنگینتر 4
- 4- رابطه مرموز با جهان ماوراء طبیعت 4
- اشاره 7
- بخش اول: لزوم بعثت انبیاء 7
- مخالفان سرسخت 8
- 1- لزوم بعثت انبیا از نظر تعلیم 14
- اشاره 14
- یک ایراد ساده 15
- 2- لزوم بعثت انبیا از نظر تربیت و اخلاق 19
- آیا اخلاق نتیجه علم است؟ 19
- تشکیل شخصیّت انسان از دو نیمه علم و غرایز 20
- راه صحیح تربیت 22
- مربی کامل کیست؟ 23
- 3- لزوم بعثت انبیا از نظر قانون و اجتماع 24
- اشاره 24
- 1- سرچشمه تمایل انسان به زندگی اجتماعی 25
- 2- زیر بنای اجتماع و علل احتیاج به قانون 28
- الف) تقسیم کار 31
- 3- یک اجتماع کامل 31
- اشاره 31
- اشاره 32
- ب) سازمان و تشکیلات 32
- [نکتهای مهم 33
- ج) قوانین و مقررات 34
- 4- بهترین قانونگزار کیست؟ 36
- شرایط یک قانونگزار کامل 37
- 4- راه دیگر اثبات لزوم بعثت پیامبران. 41
- سخن گفتن جهان آفرینش با انسان 41
- بخش دوم: قلمرو حکومت وجدان 55
- اشاره 55
- قلمرو حکومت وجدان 56
- ایراد روشنفکران 56
- اشاره 56
- اشاره 57
- الف) مادیها 57
- 1- وجدان چیست؟ 58
- 2- اختلاف درجات وجدان 61
- 3- وجدان بستگی به تشخیص دارد 62
- 4- رابطه وجدان با آداب و رسوم 63
- 5- رابطه وجدان با تکرار عمل 66
- 6- آیا میتوان وجدان را فریب داد؟ 67
- 7- مبارزه وجدان با غرایز 69
- وجدان به جای مذهب! 71
- اشاره 73
- مقایسه نظارت وجدان و مذهب با یکدیگر 73
- 1- وجدان ضمانت اجرایی کافی ندارد 73
- 2- امکان گمراه شدن وجدان 76
- 4- نظارت وجدان جنبه عمومی ندارد 76
- 3- امکان فریب خوردن وجدان 76
- 5- تکرار گناه و کم شدن تأثیر وجدان 78
- اشاره 79
- دو ایراد قابل توجه 79
- 1- اغراق و مبالغه 82
- 2- شرایط استثنایی 83
- 3- تأثیر تبلیغات مذهبی 85
- 4- آزمایش نظریه اجتماعی 87
- پیامبر تن 88
- بخش سوم: چگونگی شناخت پیامبران 99
- اشاره 99
- چگونگی شناخت پیامبران 100
- اشاره 101
- 1- اعجاز 101
- اشاره 122
- 1- معجزه قید و شرط خاصی ندارد. 122
- الف) خوارق عادات بشری قابل معارضه است 123
- 2- وضع اعجاز کنندگان گواه صدق آنهاست 124
- ب) خوارق عادات بشری تاب مقاومت در برابر معجزات ندارد 124
- [2- مطالعه در حالات مدعی نبوت و بررسی محتویات آیین او جمع آوری قرائن:] 127
- اشاره 127
- 1- وضع محیط دعوت 129
- 2- زمان دعوت 129
- 4- محتویات آئین او از نظر معارف 130
- 3- خصوصیات روحی، اخلاقی مدعی نبوت 130
- 5- آئین او از نظر قوانین، احکام و اخلاق 130
- 6- وسائل پیشرفت 130
- 7- ایمان آورندگان به او چه کسانی بودهاند؟ 130
- 8- ایمان او به گفتههای خودش 131
- 10- دعوت منظم و یکنواخت 131
- 9- آیا با خرافات و هوس بازیهای محیط مبارزه میکند؟ 131
- اشاره 132
- [3- گواهی پیامبران پیشین 132
- یک نمونه جالب از مدارک دین سازان عصر ما! 134
- بخش چهارم: وحی (دستگاه گیرنده مرموز) 147
- اشاره 147
- وحی (دستگاه گیرنده مرموز) 148
- وحی چیست؟ 148
- اشاره 149
- 1- میزان فهم وحی 149
- تصاویر سایه روشن 154
- اشاره 159
- الف) حس مشترک 159
- ب) قوه خیال 5 159
- 2- تفکر فلاسفه قدیم درباره وحی 159
- ج) قوه عقلیه 161
- ایرادات تفکر فلاسفه پیشین 164
- 3- نظر فلاسفه جدید درباره وحی 168
- اشاره 168
- وحی (تجلی شعور ناآگاه!) 170
- وجود اشتراک نظرات فلاسفه درباره وحی 172
- وجود اختراق نظرات فلاسفه 173
- ایرادات نظریه فلاسفه جدید 173
- [1- فقدان دلیل 173
- [2- اصرار بیمورد!] 174
- 3- سازگار نبودن با سخنان پیامبران 176
- 4- آیا وحی همان نبوغ فکری است؟ 177
- بخش پنجم: امتیازات پیامبران 188
- اشاره 188
- 1- معصوم بودن (مصونیت از گناه و خطا) 189
- اشاره 189
- امتیازات پیامبران 189
- اختلاف عقاید در عصمت انبیا 190
- اشاره 191
- [دلائل عصمت 191
- اشاره 192
- الف) محکومیت عوامل گناه در وجود پیامبران 192
- مصونیت همه جانبه 195
- ب) جلب اعتماد عمومی 197
- ج) بی نتیجه ماندن اهداف بعثت پیامبر در صورت معصوم نبودن 201
- 2- خطا در انجام وظایف 205
- اشاره 205
- 1- خطا در تشخیص و تبلیغ حقایق و تعلیمات مذهبی. 205
- مصونیت از خطا 205
- 3- خطا در امور عادی روزانه. 206
- الف) معصوم بوذن افتخار نیست! 207
- [اشکالات بحث عصمت 207
- اشاره 210
- ب) معصوم بودن با «تقیه» سازگار نیست! 210
- تقیه چیست؟ 211
- پاسخ یک اشتباه بزرگ در معنی تقیه 211
- ج) شواهد خلاف 214
- اشاره 214
- 1- گناه مطلق 218
- 2- گناهان نسبن 218
- [3- منزه بودن از عیوب تنفرآمیز جسمی 220
- [2- علم و دانش کافی 220
در اینجا نیز عقل هر کس یم گوید: باید صلاح و فسادکار را سنجید، اگر صلاح و فایده آن بیشتر باشد، باید آن را انجام داد (ضرر کمتر را تحمل نمود.) و اگر ضرر و فسادش بیشتر است، باید از آن صرف نظر کرد (باید از منافع کمتر چشم پوشید.) و اگر هر دو مساوی بودند، هم میتوان آنن را انحام داد و هم میتوان ترک کرد. این یک تقسیم روشن و غیر قابل تردید است که هر کس پیرو هر عقیدهای باشد، نمیتواند این موضوع را انکار کند.
هر کس در زندگی روزانه خود از این اصل پیروی میکند، یعنی هر گاه سود و زیان او از نظر او اهمیت بیشتری دارد، یعنی برای کسب منافع بیشتر، ضررهای کمتر را استقبال میکند، همان طور که به خاطر دفع ضررهای مهمتر از منافع کمتر چشم میپوشد.
اگر کسی مبتلا به بیماری آپاندیست بشود(1) و جان خود را در معرض خطر ببیند، پس از مطالعه در اطراف و جوانب کار، خود را بر سر دو راهی میبیند.
الف) تحمل درد و رنج طاقت فرسا و سپس چشم از جهان فرو بستن.
ب) تحمل درد و ناراحتیهای موقت عمل جراحی و سر انجام بهبودی یافتن.
بدیهی است هر آدم با شعوری، راه دوم را- که راه عاقلانهای است
1- آپاندیس نام دنباله کوتاهی است که در انتهای روده کور قرار دارد و آپاندیسیت ناممرضی است که بر اثر التهاب آن به وجود میآید