رهبران بزرگ صفحه 29

صفحه 29

امضا کرده‌ایم؟ ما چنین قراردادی با کسی نبسته‌ایم!

پاسخ این سئوال روشن است، زیرا همین که افراد در دل اجتماع پرورش یافتند، به اندازه کافی رشد عقلی پیدا کردند، خود را در مقابل اصول و مقرراتی یافتند و با این حال اجتماعی بودن را بر کناره‌گیری ترجیح دادند، عملًا این قرارداد عمومی را امضا نموده‌اند و دیگر احتیاج به تشریفات خاصی ندارد.

حال که دانستیم ماهیت اجتماع در یک نوع قرارداد خلاصه می‌شود، بلافاصله صحبت از وظیفه به میان می‌آید، زیرا هر قراردادی ایجاد وظیفه می‌کند. ما تا با کسی قرارداد نبسته‌ایم، در برابر او وظیفه‌ای نداریم، اما همین که قراردادی- به هر صورت و از هر نوع که باشد- منعقد ساختیم، فوراً وظایفی برای ما به وجود می‌آید که ناچار از انجام آن هستیم.

بنابراین همین که اجتماع شکل گرفت، افراد جامعه در برابر یکدیگر وظایفی پیدا می‌کنند و همین که پای وظیفه به میان بیاید، سر و کله قانون نیز پیدا می‌شود، زیرا:

الف) باید حدود و وظایف هر فرد در برابر دیگران روشن شود.

ب) باید با وسایلی بر انجام این وظایف نظارت شود.

ج) باید اقدامات مقتضی برای جلوگیری و کیفر متخلفین به عمل آید.

و این سه موضوع بر عهده قانون است و بس، زیرا قانون، مقرراتی است که این جهات سه گانه را تأمین می‌کند. اینجاست که ضرورت قانون برای حفظ یک اجتماع کاملًا احساس می‌شود. اگر قانون نباشد،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه