کالبدشناسی عقاید وهابیت صفحه 64

صفحه 64

باشد، آیا در این صورت، نبوت او زیر سؤال نمیرود؟ آیا با پذیرش این داستان، توحید او در حوزه قضا و قدر خدشه‌دار نمیگردد؟ در حالی‌که می‌دانیم بنا به تصریح قرآن کریم هر که اجلش فرا رسد، هیچ تأخیری در آن راه ندارد. خداوند متعال می‌فرماید:

یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون(نوح: 4)

اگر چنین کنید، خدا گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می‌دهد زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیری نخواهد داشت اگر می‌دانستید. (1)


1- مفسران در توضیح این مطلب گفته‌اند که این آیه، تأخیر مرگ تا اجلی معین را نتیجه عبادت خدا و تقوا و اطاعت رسول دانسته است. این کلام بر این مطلب، دلیل است که دو اجل در کار بوده: یکی اجل مسمی؛ یعنی معین، که از دیگری دورتر و طولانی‌تر است و دیگری اجلی که معین نشده و کوتاه‌تر از اولی است. بنابراین، خدای تعالی در این آیه، کفار را وعده داده که اگر صاحب ایمان و تقوا و اطاعت شوند، اجل کوتاه‌ترشان را تا اجل مسمی تأخیر می‌اندازد، اما وقتی‌که اجل الله برسد، دیگر عقب انداخته نمی‌شود. به هر حال، مطلق اجل، حتمی است، حال چه اجل مسمی باشد و چه غیر مسمی، زیرا عدم تاخیر هر دو قسم اجل را شامل می‌شود، پس هیچ عاملی نمی‌تواند قضای خدا را رد کند و حکم او را عقب اندازد. پس با توجه به این آیه شریفه، اگر اجل حضرت موسی(ع) فرا رسیده بود، نباید مرگ او به تأخیر می‌افتاد و قضای حتمی خداوند توسط آن حضرت با شکست مواجه می‌شد. آیا پذیرش شکست قضای الهی در این داستان، کفر آشکار نیست؟ و اگر زمان مرگ و اجل حضرت موسی فرا نرسیده بود، پس چرا خداوند متعال فرشته مرگ را مأمور این کار می‌کند؟ آیا خداوند حکیم، او را به سراغ موسی می‌فرستد تا این صحنه ناهنجار به وجود آید و با سیلی موسی(ع) نابینا گردد؟! از این گذشته، این برخورد ناشایستی که وهابی‌ها به آن حضرت نسبت داده‌اند با تمجیدهای فوق‌العاده خداوند از موسی(ع) اصلًا قابل جمع نیست، خداوند می‌فرماید: وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَکانَ رَسُولًا نَبِیًّا.(مریم: 51) معنای کلمه مخلص به فتح لام- عبارت است از کسی که خداوند او را برای خود، خالص قرار داده و غیر خدا کسی در او نصیبی نداشته باشد، نه در او و نه در عمل او و این مقام، بلندترین مقام‌های عبودیت است، در جای دیگر، خطاب به حضرت موسی(ع) می‌فرماید: وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسی؛ «و من تو را برای خودم ساختم!(و پرورش دادم)».(طه: 41) علامه طباطبایی می‌گوید: از نظر سیاق، مناسب‌تر آن است که بگوییم «اصطناع» متضمن معنای اخلاص است و به هر حال، معنای آن این است که من تو را برای خودم خالص قرار دادم و همه نعمت‌هایی که در اختیار توست، از من و احسان من است و غیر از من، کسی در آن شرکت ندارد، پس تو خالص برای منی. در این صورت است که مضمون آیه مورد بحث با آیه وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً روشن می‌شود.(ترجمه المیزان، ج 14، ص 212).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه