کتیبه‌های محبت: فضیلت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام از زبان اهل سنت در قالب داستان صفحه 112

صفحه 112

و حماد در کوفه نبود.» عجلی می‌گوید: ثقه، پابرجا، فقیه و صاحب مذهب است.

مغیره می‌گوید: «وقتی به مدینه می‌آمد، ستون مسجد پیامبر را برایش آماده می‌کردند و در آن‌جا نماز می‌خواند.» «مجاهد» هم به گونه‌ای دیگر در برابر دریای دانش او به زانو درآمده و می‌گوید: «وقتی به فضل و علم او پی بردم که دیدم در مسجد منا در اطرافش از مردم غلغله‌ای بود.» (1) همه دوستان از فضیلت امام به شگفتی درآمده بودند.

در میان آنها، محمد گفت: دوستان! بگذارید من هم داستانی را برای شما بگویم. این بار حاضران چشم به او دوختند تا ببینند او چه می‌گوید. محمد گفت: من نمی‌دانستم که امام سجاد علیه السلام پس از خودش، فرزندی به یادگار گذاشته است تا این که روزی ایشان را همراه فرزندش امام باقر علیه السلام ملاقات کردم. او را در حال کار و تلاش دیدم. خواستم به او نصیحتی کنم؛ ولی دقیقاً برعکس شد! این را گفت و سکوت کرد.

اصحاب با شنیدن قصه ناتمام محمد، از او خواستند تا ماجرا را به پایان برساند.

او گفت: در یکی از روزها که هوا خیلی گرم بود، در اطراف شهر مدینه می‌رفتم. مرد تنومندی را دیدم که دستانش را بر دوش دو همراه خود گذاشته بود و می‌آمد.

پیش خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش، در این ساعت از


1- تذکرة الحفاظ، ج 1، ش 102، ص 117
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه