کتیبه‌های محبت: فضیلت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام از زبان اهل سنت در قالب داستان صفحه 16

صفحه 16

ضیافت‌

«یزید بن حیان» به دوست قدیمی‌اش «حُصین بن سبره» رسید. از دیدارش شادمان بود، آخر مدت‌ها او را ندیده بود. گرم گفت و گو بودند که شبحی از دور نمایان شد.

یزید بن حیان: چه کسی باشد خوشحال‌تر خواهی شد؟

حُصین: معلوم است دیگر! اگر عمر بن مسلم باشد، جمع سه نفره ما کامل می‌شود.

به تدریج سایه به آنها نزدیک و نزدیک‌تر شد. با لبخندی دلنشین و همیشگی بر لبانش، آری همان عمر ابن مسلم بود. سه یار صمیمی، لحظاتی را به خوش‌گویی سپری کردند و از هر دری سخنی گفتند.

حُصین: دوستان! آیا مایلید به دیدار کسی برویم که ناگفته‌های فراوانی از رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله دارد و می‌تواند با روایتی، ما را در رواق تاریخ، به پیشگاه ایشان ببرد و سخن پیغمبر خدا را از زبان صحابی باتقوا بشنویم؟

دوستان حُصین از این پیشنهاد به وجد آمدند و شادمانه به سوی خانه زید بن ارقم، صحابی رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله حرکت کردند و کم کم به درب خانه مراد خود رسیدند. از او اجازه ورود خواستند. زید، به رسم مهمان‌نوازی، به استقبالشان شتافت و برایشان سفره‌ای بی‌ریا گسترد.

حُصین: ای پیر معرفت! بر ما منّت نهادی و به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه