کتیبه‌های محبت: فضیلت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام از زبان اهل سنت در قالب داستان صفحه 97

صفحه 97

من، هم عموی تو و هم برادر پدرت می‌باشم. چون زاده علی علیه السلام هستم و در سن هم بر تو پیشی دارم، پس به امامت سزاوارترم؛ از شما می‌خواهم که در وصایت و امامت، با من نزاع نکنی!

با شنیدن این سخنان، امام علیه السلام به فکر فرو رفت، تو گویی که فکر می‌کرد چگونه دنیا می‌تواند افراد را فریب دهد و از مسیر صداقت خارج کند! از این رو حضرت فرمود:

«ای عمو! از خدا بترس و چیزی را که حقّ تو نیست، ادّعا مکن. تو را پند می‌دهم که مبادا از نادانان باشی! بدان که پدرم، پیش از آن که رهسپار عراق شود، به من وصیّت کرد و یک ساعت پیش از شهادتش نیز این منصب الهی را به من سپرد و این شمشیر رسول خداست که نزد من است؛ بنابراین خود را به این امر مشغول مکن.»

ابن حنفیه گفت: چه دلیلی داری که شما برگزیده الهی هستی؟

حضرت فرمود: مگر نمی‌دانی که خدای تعالی، امامت را در فرزندان امام حسین علیه السلام قرار داده است؟

ابن حنفیه گفت: این را دلیل محکمی نمی‌دانم؛ اگر می‌توانی نشانه دیگری بیاور!

حضرت فرمود: ای عمو! اگر باور نداری، بیا تا با هم نزدیک حجرالاسود برویم و او را حاکم قرار دهیم و از او بخواهیم تا امام پس از امام حسین علیه السلام را مشخص کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه