معرفت نبی و امام صفحه 158

صفحه 158

حاکمان حقّ کردهاند، این اشکالها بر آنان وارد نیست. و این در صورتی است که منظور آنها از حاکمان حق همان امامان معصوم باشد که خدای تعالی به آنها حکومت و سلطنت عطا فرموده است نه سلاطین عادلی که ممکن است گاهی برخلاف قوانین و احکام الهی دستورهایی صادر کنند.

برخی دیگر از مفسّرین عامّه با توجّه به این اشکالها، قول به وجوب اطاعت اولوالامر را به طور مطلق پذیرفته و به همین جهت قائل به عصمت اولوالامر هم شدهاند، ولی در تطبیق اولوالامر بر مصداق آن دچار اشتباه شدهاند.

فخر رازی یکی از علمای بزرگ اهل سنّت می نویسد:

ثبت أنّ الله تعالی أمر بطاعه أولی الأمر علی سبیل الجزم. و ثبت أنّ کلُ من امَرَ الله بطاعته علی سبیل الجزم، وجب أن یکون معصوماً عن الخطاء. فثبت قطعاً أنّ أولیالأمر المذکور فی هذه الآیه لابدّ و أن یکون معصوماً. (1)

یعنی: ثابت شد که خدای تعالی به صورت قطعی امر به اطاعت اولوالامر کرده است و هر کسی که خدی تعالی به صورت قطعی امر به اطاعت او کرده است باید معصوم از خطا باشد. پس ثابت می شود که اولوالامر که در آیه ذکر گردیده باید معصوم باشد.

نیشابوری هم در تفسیرش مقصود از اولوالامر را اجماع اهل حلّ و عقد دانسته و همچون فخررازی دلالت آیه را بر عصمت آنها برهانی کرده است. (2)

اشکال این سخن هم پرواضح است. زیرا وقتی هر یک از افراد اهل حلّ و عقد به تنهایی عصمت نداشته باشد، چگونه می تواند اجماعی که از اجتماع اینگونه افراد شکل می گیرد معصوم باشد؟ به اضافه اینکه از اول اسلام کجا چنین اهل حلّ و عقدی تشکیل یافته که نظام امور جامعه اسلامی را بر عهده گرفته باشد و همیشه در صحنه حضور داشته باشد؟! مگر شورای چند نفر که در سقیفه به هنگام


1- . تفسیر کبیر 10/144.
2- . تفسیر نیشابوری، مطبوع به حاشیه تفسیر طبری 5/80.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه