معرفت نبی و امام صفحه 243

صفحه 243

نمی رسد، بلکه امامت از دودمان تو فقط از آن کسی است که دادگر و از ظلم و ستم بدور باشد. و گفتهاند: این آیه دلالت می کند که فاسق صلاحیّت برای امامت ندارد. چگونه می شود کسی که نه قضاوت و شهادتش نافذ است و نه اطاعتش واجب و نه خبرش پذیرفته می شود و نه می تواند امام جماعت شود، صلاحیّت برای امامت داشته باشد؟! و ابوحنیفه در نهان فتوا به وجوب یاری زید بن علی - رضوان الله علیهما - می داد و او را کمک مالی می کرد، و خروج با او را بر دزدی که به زور بر گُرده مردم سوار شده و خودش را امام و خلیفه می نامید - مانند دوانیقی و امثال او - لازم می دانست. و زنی به او گفت: ای ابوحنیفه، فرزند مرا گفتی که با ابراهیم و محمد دو پسران عبدالله بن حسن قیام کند و او هم چنین کرد و کشته شد. ابوحنیفه گفت: ای کاش من جای فرزند تو بودم. و ابوحنیفه درباره منصور و پیروانش می گفت: اگر آنها خواسته باشند مسجدی را بنا کنند و از من بخواهند اجرتهای آن را محاسبه کنم، این کار را برای آنها نمی کنم. از ابن عیینه نقل شده که می گفت :

ظالم هیچگاه امام نمی شود. چگونه می شود ظالم به امامت منصوب شود در حالی که امام باید دست ظالمان و ستمگران را کوتاه کند؟! پس نصب ظالم به امامت این مثل رایج را تحقّق می بخشد که: گوسفند را گرگ سپردن ظلم است.

ظلم و ستم چنانچه گفتیم انواع و اقسامی دارد. این سخن زمخشری و آنچه او از ابوحنیفه و ابن عیینه نقل می کند، مربوط به ظلم و ستم و فسق ظاهری علنی است. یعنی ظلم و فسقی است که از اعضا و جوارح انسان صادر می شود از دست و زبان و چشم و دهان و امثال اینها، و آن هم به صورت علنی و آشکار نه در خفا و نهان. پس زمخشری و موافقان او از علمای عامّه آخرین سخنی که درباره عصمت امام می توانند بزنند این است که امام باید از اینگونه ستم و فسق مبرّا باشد. چنانکه شیعه همین مطلب را درباره امام جماعت و شاهد در محکمه و امثال این دو لازم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه