اهل بیت علیهم السلام در تفاسیر اهل سنت جلد 2 صفحه 77

صفحه 77

5. (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ)

از جمله آیاتی که با جریان غدیر خم ارتباط دارد آیه: (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) است. ابو اسحاق ثعلبی در تفسیر خود نقل کرده که شخصی از «سفیان بن عیینه» پرسید آیه: (سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ) درباره چه شخصی نازل شده؟ سفیان به آن شخص گفت: مسئله ای از من پرسیدی که تاکنون کسی آن را از من نپرسیده است. پدرم از جعفر بن محمد از پدرانش علیهم السلام روایت کرد که رسول خدا چون روز غدیر خم شد دستور داد تا منادیان ندای نماز در دهند. پس وقتی همه جمع شدند دست علی علیه السلام را گرفت و فرمود:

هر که من مولای او بوده ام علی مولای اوست. این خبر به زودی در همه شهرها پراکنده شده و به «حارث بن نعمان فهری» رسید. پس نزد رسول خدا آمد؛ در حالی که بر ناقه ای سوار بود، ناقه را خوابانید. و از آن پیاده شد و گفت: ای محمد از طرف خدا به من دستور دادی شهادت دهیم که جز خدا معبودی نیست، و این که تو فرستاده اویی، و ما هم قبول کردیم. دستور دادی که نماز پنجگانه بخوانیم و پذیرفتیم. دستور دادی زکات بدهیم و باز از تو پذیرفتیم. دستور دادی ماه رمضان را روزه بگیریم و پذیرفتیم. دستور دادی حج کنیم و پذیرفتیم، به این مقدار راضی نشدی تا اینکه بازوان پسر عمویت را گرفته، بلند کردی تا او را بر ما برتری دهی و گفتی: «من کنت مولاه فعلی مولاه»؛هر که من مولای او بودم علی مولای اوست، آیا این سخن را از خودت گفتی یا از خدای عز و جل؟

رسول خدا فرمود: «و الذی نفسی بیده و لا اله الا هو انه من امر الله؛قسم به کسی که جانم در دست اوست و به آن خدایی که جز او معبودی نیست، این مطلب جز از ناحیه خدا نبود».

پس حارث پشت کرد که برگردد، گفت:

بارالها اگر اینکه محمد می گوید حق است از آسمان سنگی بر ما بباران و یا عذابی دردناک بر ما بفرست.

هنوز به ناقه خود نرسیده بود که خداوند سنگی از آسمان به سرش زد که از ماتحت او خارج شد و در جا بمرد و بلافاصله این آیه نازل شد:

(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللّهِ ذِی الْمَعارِجِ)؛

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه